تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٨٩
قبرها به زيارت يكديگر مىروند، و اگر صاحب حاجتى از ايشان به ايشان پناه برد، بر او رحم كنند، و هرگز دلهاى ايشان مختلف نشود و هر چند كه خانهها، ايشان را مختلف و پراكنده نموده باشد». بعد از آن فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: منم شهر؛ يعنى شهر علم و على عليه السلام درِ آن شهر است. و دروغ مىگويد آنكه گمان مىكند كه داخل شهر مىشود، نه از راه در، و دروغ مىگويد آنكه گمان مىكند كه مرا دوست مىدارد، و على عليه السلام را دشمن مىدارد».
٢٣٠٧/ ٢٨. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عثمان بن عيسى، از سماعة بن مهران، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت: آن حضرت فرمود كه: «هر كه با مردم معامله كند و بر ايشان ستم نكند، و ايشان را خبر دهد و به ايشان دروغ نگويد، و به ايشان وعده كند و با ايشان خلف وعده ننمايد، از آنها خواهد بود كه غيبت ايشان حرام است، و مروّت و جوانمردى ايشان تمام، و عدالت ايشان ظاهر، و برادرى با ايشان واجب و لازم است».
٢٣٠٨/ ٢٩. از او، از ابنفضّال، از عاصم بن حميد، از ابوحمزه ثمالى، از عبداللَّه بن حسن، از مادرش فاطمه، دختر حضرت حسين بن على عليهما السلام، روايت است كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: «سه خصلت است كه هر كه آن خصلتها در او باشد، همه خصلتهاى ايمان را كامل و تمام گردانيده: يكى آنكه چون خشنود شود، خشنوديش او را در چيزى كه باطل باشد داخل نكند، و ديگر آنكه چون خشم كند، خشمش او را از حق بيرون نبرد، و سيم، چون قدرت به هم رساند، آنچه را كه از برايش روا نيست فرا نگيرد».
٢٣٠٩/ ٣٠. از او، از پدرش، از عبداللَّه بن قاسم، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه: اهل دين را علامتى چند است كه به آنها شناخته مىشوند، و آن علامات، راستى در خبر است، و اداى امانت، و وفاى به عهد، و پيمان و صله خويشان، و رحمت بر ضعيفان، و قلت مراقبه زنان كه پُر پاپىِ [/ مواظب] ايشان نشود، [يا فرمود كه: قلّت موافقت با زنان كه پر براى ايشان عمل نكند،] و بخشيدن آنچه نيكو باشد، و خوشخلقى و وسعت خُلق (يعنى حوصله)، و پيروى كردن علم و آنچه موجب تقرّب و نزديك گردانيدن باشد به سوى خداى عز و جل، نزديك گردانيدنى به غايت، و طوبى براى ايشان است، و نيكويى بازگشت. و طوبى، درختى است در بهشت كه اصل آن در خانه محمد صلى الله عليه و آله است، و هيچ مؤمنى نيست، مگر آنكه در خانهاش شاخى از آن درخت خواهد بود، و