تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٢٥
مرا تعليم كن و آنچه بايد به من بياموز. فرمود: برو و خشم مگير. آن مرد گفت كه: به اين اكتفا نمودم. و به جانب اهل خويش برگشت، ناگاه ديد كه در ميان قومش جنگ واقع است و با قومى ديگر دعوى دارند، و صفّها ايستادهاند و سلاح و آلت كارزار پوشيدهاند. چون چنان ديد، او نيز سلاح خود را پوشيد و با ايشان ايستاد. بعد از آن، گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله را به خاطر آورد كه به او فرموده بود كه: خشم مگير. پس سلاح را انداخت و به سوى آن گروهى كه دشمن قومش بودند روانه شد، و آمد تا به نزد ايشان رسيد و گفت كه: اى جماعت! آنچه از براى شما است از زخم و كشتن و زدن كه در آن نشانهاى نمانده، و از قوم من طلب داريد، همه آنها بر من است در مال من، كه آنها را ضامنم، و من آن را تمام و كمال به شما مىدهم. آن گروه گفتند كه: آنچه اتّفاق افتاده از براى شما و ما، از سر آن گذشتيم؛ زيرا كه ما به اين از شما سزاوارتريم». حضرت فرمود: «پس آن گروه با يكديگر آتشى كردند و خشمى كه داشتند برطرف شد».
٢٥٤٢/ ١٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد و على بن ابراهيم، از پدرش و هر دو، از ابن محبوب، از ابن رئاب، از ابو حمزه ثمالى، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «اين خشم كه مىبينيد، اخگرى است از شيطان كه در دل فرزند آدم افروخته مىشود.
و به درستى كه يكى از شما چون خشم گيرد، چشمهايش سرخ مىشود، و رگهاى گردنش ورم مىكند، و شيطان در او داخل مىشود. پس هرگاه يكى از شما از نفس خود از اين ترسد، بر زمين چسبد؛ زيرا كه پليدى و مكر شيطان در نزد اين فعل از او مىرود».
٢٥٤٣/ ١٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابى عبداللَّه، از بعضى از اصحاب خويش كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه:
«خشم، آلت[١] نابود كردن است از براى دل شخص صاحب حكمت» (يعنى آلت بردن نور است از آن). و فرمود كه: «هر كه خشم خويش را مالك نشود، عقل خود را مالك نباشد».
٢٥٤٤/ ١٤. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از حسن بن على، از عاصم بن حميد، از ابو حمزه، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
[١]. مىتوان ممحقه را مصدر دانست و آن را اسم آلت و ابزار ترجمه نكرد.