تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٢٥
از سليمان بن خالد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه بنده را در نزد خدا منزله و مرتبهاى مىباشد كه به آن نمىرسد، مگر به يكى از دو خصلت: يا به رفتن مالش، يا به بليّهاى در بدنش».
٢٣٧٥/ ٢٤. از او، از ابنفضّال، از مثنّى حنّاط، از ابواسامه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «خداى عز و جل فرموده كه: اگر نه اين بود كه بنده مؤمن من در دل خود چيزى مىيافت و ملول مىگرديد، هر آينه سر كافر را به عصابه و سربندى از آهن باز مىبستم، كه هرگز سرش به درد نيايد».
٢٣٧٦/ ٢٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از حسين بن عثمان، از عبداللَّه بن مسكان، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: داستان مؤمن، چون داستان دستهاى از كشت و گياه تر و تازه است، كه بادها آن را همچنين و همچنين ميل مىدهد و مىگرداند، و همچنين مؤمن، دردها و بيمارىها او را ميل مىدهد و مىگرداند. و داستان منافق، چون داستان گرزى است راست ايستاده، كه چيزى به آن نرسد، تا آنكه او را مرگ در رسد؛ پس او را بشكند، شكستنى سخت».
٢٣٧٧/ ٢٦. على بن ابراهيم، از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «پيغمبر صلى الله عليه و آله روزى به اصحاب خويش فرمود كه: هر مالى كه زكات داده نمىشود، ملعون است، و ملعون است، هر بدنى كه زكات داده نمىشود، و اگرچه در هر چهل روز يكبار باشد. به آن حضرت عرض شد كه: يا رسول اللَّه! امّا زكات مال را شناخته و معنى آن را فهميدهايم، پس بفرما كه زكات بدنها چيست؟ در جواب ايشان فرمود كه: مراد آن است كه آفتى به آن برسد». حضرت صادق عليه السلام فرمود كه:
«پس روىهاى آنان كه اين سخن را از آن حضرت شنيدند، متغيّر شد و رنگهاى ايشان گشت. چون پيغمبر ايشان را ديد كه رنگهاى ايشان گرديد، به ايشان فرمود: آيا مىدانيد كه به گفتار خويش چه چيز را قصد كردم؟ عرض كردند: نه، يا رسول اللَّه! فرمود: بلى، مردى خراشى به او مىرسد، و نكبت و خوارى به او روى مىدهد، و پا بر مىزند، و به سر در مىآيد، و به بيمارى جزئى مبتلى مىشود، و خار در عضوى از اعضايش مىرود، و آنچه به اين شباهت داشته باشد، تا آنكه حضرت در حديث خويش، جنبيدن و پريدن چشم را ذكر فرمود».