تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٤٣
صلح برطرف شود، تقيّه برطرف خواهد شد. و به سوى اين مطلب اشاره فرمود كه مىفرمايد كه:) پس اگر آن باشد، اين خواهد بود».
٢٢٤٥/ ٥. ابوعلى اشعرى، از حسن بن على كوفى، از عبّاس بن عامر، از جابر مكفوف، از عبداللَّه بن ابىيعفور، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «بر دين خويش بپرهيزد و آن را به پرده تقيّه بپوشيد؛ زيرا كه هر كه تقيّه نمىكند، ايمان ندارد. جز اين نيست كه شما در ميان مردمان چون مگس عسليد در ميان پرندگان. اگر پرندگان بدانند كه چه چيز در اندرانهاى مگسهاى عسل است، چيزى از آنها نمىماند، مگر آنكه آن را مىخوردند. و اگر مردم مىدانستند كه در اندرانهاى شما چيست و مىدانستند كه شما ما اهل بيت را دوست مىداريد، هر آينه شما را به زبانهاى خويش مىخوردند و در نهان و آشكار شما را دشنام مىدادند و منع مىكردند. خدا رحمت كند بندهاى را از شما كه بر ولايت و دوستى ما باشد!».
٢٢٤٦/ ٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد، از حريز، از آنكه او را خبر داده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عز و جل «وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ»[١] كه فرمود: «حسنه، تقيّه است و سيّئه، فاش و آشكارا كردن». و در قول آن جناب عز و جل: «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»[٢] السَّيِّئة فرمود كه: « «بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» تقيّه است. «فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ»[٣].
٢٢٤٧/ ٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از هشام بن سالم، از ابوعمرو كنانى روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه: «اى ابوعمرو! و مرا خبر ده كه اگر تو را به چيزى خبر دهم يا به فتوايى تو را فتوى دهم، بعد از آن به نزد من آيى و مرا از آن سؤال كنى، پس تو را خبر دهم به خلاف آنچه در پيش، تو را خبر داده بودم، يا تو را فتوى دهم به خلاف آن، به كدام يك از آنها عمل مىكنى؟» عرض كردم كه: به تازهتر از آنها عمل مىكنم و ديگرى را وا مىگذارم. فرمود كه:
«اى ابوعمرو! درست يافتهاى. خدا ابا فرموده، مگر از آنكه پرستيده شود در نهانى (يعنى در زمان دولت باطل). بدان! به خدا سوگند كه اگر شما اينچنين كنيد، از براى من و شما هر دو
[١]. فصّلت، ٣٤.
[٢]. فصّلت، ٣٤.
[٣]. فصّلت، ٣٤. ترجمه آيه در باب صبر گذشت و در آنجا مذكور شد كه در قرآن، بعد از« احسن» لفظ« سيّئه» نيست.( مترجم)