تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٣
حاجت برادر مؤمن خود راه رود در حالى كه به آن، آنچه را كه در نزد خدا است طالب باشد، تا آنكه از برايش روا كند يا روا شود، خداى عز و جل از براى او به واسطه آن بنويسد مانند اجر يك حج و يك عمرهاى كه مقبول باشند و مانند اجر روزه دو ماه از ماههاى حرام و اعتكاف آن دو ماه در مسجدالحرام. و هر كه در حاجت برادر مؤمن خود راه رود با نيّت و روا نكند يا نشود، خدا از برايش به همان رفتن و نيّت، مثل ثواب يك حجّ مقبول بنويسد؛ پس در خير و خوبى رغبت كنيد و خواهان آن باشيد».
٢١٥٣/ ١٠. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از محمد بن اورمه، از حسن بن على بن ابىحمزه، از پدرش، از ابوبصير كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه:
«در معروف و نيكى با برادران خويش رغبت كنيد و از اهل آن باشيد؛ زيرا كه بهشت را درى است كه آن را معروف مىگويند، و در آن درْ داخل نمىشويد، مگر كسى كه معروف را برگزيده باشد و به عمل آورده باشد در وقت زندگانى در دنيا؛ زيرا كه بندهاى در حاجت برادر مؤمن خويش راه مىرود، پس خداى عز و جل دو فرشته را بر او مىگمارد، يكى در جانب راستش و ديگرى در جانب چپش، كه از براى او از پروردگارش طلب آمرزش مىنمايند و قضاى حاجت او را از خدا مىطلبند». بعد از آن فرمود: «به خدا سوگند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به قضاى حاجت مؤمن از صاحب حاجت شادتر باشد؛ چون آن حاجت و قضاى آن به حضرت يا صاحب حاجت برسد».
٢١٥٤/ ١١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از خلف بن حمّاد، از بعضى اصحاب خويش، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «به خدا سوگند كه اگر يك حجّ را به جا آورم، در نزد من دوستتر است از آنكه بندهاى و بندهاى و بندهاى را آزاد كنم. و فرمود: «و مانند آن و مانند آن» و مكرّر فرمود تا آنكه به ده رسيد. و فرمود: «و مانند آن و مانند آن» و مكرّر كرد تا آنكه به هفتاد رسيد. و فرمود كه: «هر آينه اگر خاندانى از مسلمانان را عيال خود گردانم و رخنه گرسنگى ايشان را ببندم و عورت ايشان را بپوشانم و روىهاى ايشان را از مردمان باز دارم كه نبايد رو به كسى زنند و از ايشان چيزى خواهش كنند، دوستتر است در نزد من از آنكه حجّى و حجّى و حجّى را به جا آورم». و فرمود: «و مانند آن و مانند آن» و مكرّر فرمود تا آنكه به ده رسيد. و فرمود: «و مانند آن و مانند آن» و مكرّر كرد تا آنكه به هفتاد رسيد.