تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٦٣
فَانْتَهُوا»[١]. و حضرت فرمود كه: هر كه اين را اطاعت كند، مرا اطاعت كرده، و هر كه او را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است، و امر دين را به او مفوّض فرمود. و به درستى كه ما به وصف درنياييم، و چگونه به وصف درآيند گروهى كه خدا رجس را از ايشان برداشته- و مراد از آن رجس شكّ است-. و مؤمن به وصف درنمىآيد. و به درستى كه مؤمن برادر خويش را ملاقات مىكند و با يكديگر مصافحه مىكنند؛ پس خدا پيوسته به سوى ايشان نظر مىكند، و گناهان از روىهاى ايشان فرو مىريزد، چنان كه برگ از درخت فرو ريزد».
٢١٠٨/ ١٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن نعمان، از فضيل بن عثمان، از ابوعبيده روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود:
«چون دو مؤمن به هم رسند و با يكديگر مصافحه كنند، خدا روى خود را به ايشان آورد، و گناهان از روىهاى ايشان فرو ريزد تا از هم جدا شوند».
٢١٠٩/ ١٨. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «با يكديگر مصافحه كنيد؛ زيرا كه مصافحه كينه ديرينه را مىبرد».
٢١١٠/ ١٩. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از جعفر بن محمد اشعرى، از ابنقداح، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «پيغمبر صلى الله عليه و آله حذيفه را ملاقات كرد؛ پس پيغمبر صلى الله عليه و آله دست خويش را كشيد و پيش آورد، و حذيفه دست خود را نگاه داشت و پيش نياورد؛ پس پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى حذيفه! من دست خويش را به سوى تو گشودم و دراز نمودم، و تو دست خود را از من باز داشتى. حذيفه عرض كرد كه: يا رسول اللَّه! هر كسى به دست تو رغبت دارد و خواهان مصافحه با تو مىباشد، وليكن من جنب بودم، و لهذا دوست نداشتم كه دستم به دست مباركت برسد و حال آنكه من جنب باشم. پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا نمىدانى كه چون دو مسلمان به هم رسند و با يكديگر مصافحه كنند، گناهان ايشان فرو مىريزد، چنان كه برگ درخت فرو ريزد».
٢١١١/ ٢٠. حسين بن محمد بن، از احمد بن اسحاق، از بكر بن محمد، از اسحاق بن عمّار روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «به درستى كه هيچكس قدر و اندازه
[١]. حشر، ٧. آنچه را پيامبر برايتان آورد بگيريد و از آنچه نهى كرد دست كشيد.