تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٠٥
آنم، آن قدر تردّد ندارم، مانند تردّدى كه در قبض روح و مردن بنده مؤمن خود دارم؛ زيرا كه من لقاى او را دوست مىدارم و او مرگ را ناخوش دارد؛ پس مرگ را از او مىگردانم، و به درستى كه او مرا مىخواند و من او را اجابت مىكنم، و از من خواهش مىكند و به او عطا مىكنم، و اگر در دنيا نباشد، مگر يكى از بندگان من كه مؤمن باشد، هر آينه به او از همه خلق خويش بىنيازى جويم، و هر آينه او را از ايمانش انيسى قرار دهم كه به آن خو كند، و وحشت نكند تا به كسى پناه برد».[١]
باب در بيان آرام گرفتن مؤمن به سوى مؤمن
١٠٢. باب در بيان آرام گرفتن مؤمن به سوى مؤمن
٢٣٣٢/ ١. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى بن عبيد، از يونس، از آنكه او را ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه مؤمن آرام مىگيرد به سوى مؤمن، چنان كه تشنهاى كه بسيار تشنه باشد (و از غايت تشنگى لبش خشكيده باشد)، به سوى آب سرد آرام مىگيرد».
باب در بيان آنچه خدا دفع مىكند به واسطه مؤمن
١٠٣. باب در بيان آنچه خدا دفع مىكند به واسطه مؤمن
٢٣٣٣/ ١. محمد بن يحيى، از على بن حسن تيمى، از محمد بن عبداللَّه بن زراره، از محمد بن فضيل، از ابوحمزه، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه خدا به واسطه يك مؤمن، فنا و نيستى را از اهل ده يا شهرى دفع مىكند».
٢٣٣٤/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابنمحبوب، از عبداللَّه بن سنان، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «عذاب به اهل دهى نمىرسد كه در آن هفت مؤمن باشد».
٢٣٣٥/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از چندين نفر از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: به آن حضرت عرض شد: در باب عذاب، چون بر گروهى فرود آيد، آيا به مؤمنان مىرسد؟ فرمود: «آرى، وليكن بعد از آن خلاص مىشوند».
[١]. و مخفى نماند كه تردّد نسبت به خدا روا نيست، و آنچه خداى- تعالى- آن را به خود نسبت داده، محمول است بر يكى از چند وجه كه در نجات السّالكين آن را بيان كردهام.( مترجم)