تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧٧
خدا، صبر است، و راضى بودن از خدا، در آنچه بنده آن را دوست دارد، يا ناخوش داشته باشد. و هيچ بندهاى از خدا راضى نشود، در آنچه دوست يا ناخوش داشته باشد، مگر آنكه از برايش بهتر باشد، در آنچه دوست يا دشمن دارد».
١٥٧٩/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابىعبداللَّه، از پدرش، از حمّاد بن عيسى، از عبداللَّه بن مسكان، از ليث مرادى، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «به درستى كه داناترين مردمان به خدا (و آنكه خدا را بيشتر مىشناسد)، راضىتر ايشان است به قضاى خداى عزّ و جلّ».
١٥٨٠/ ٣. از او، از يحيى بن ابراهيم بن ابىالبلاد، از عاصم بن حميد، از ابوحمزه ثمالى، از حضرت على بن الحسين- عليهماالسّلام روايت است كه فرمود: «صبر و خشنود بودن از خدا، سرِ طاعت خدا است. و هر كه صبر كند و از خدا راضى باشد، در آنچه بر او حكم فرموده، در آنچه دوست دارد يا ناخوش دارد، خداى عز و جل از برايش مقدّر نفرمايد، در آنچه دوست دارد يا ناخوش، مگر آنچه را كه از براى او بهتر است».
١٥٨١/ ٤. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابنمحبوب، از داود رقّى، از ابوعبيده حذّاء، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
خداى عز و جل فرمود: به درستى كه از جمله بندگان مؤمن من، بندگانى چندند كه امر دين ايشان، از براى ايشان، به صلاح نمىآيد و درست نمىشود، مگر به بىنيازى و وسعت و توانگرى و صحّت در بدن؛ پس ايشان را به بىنيازى و توانگرى و تندرستى آزمايش مىكنم، و امر دين ايشان با آن درست مىشود. و به درستى كه از جمله بندگان مؤمن، بندگانى چند هستند كه امر دين ايشان، از براى ايشان، به صلاح نمىآيد، مگر به حاجتمندى و درويشى و بيمارى در بدنهاى ايشان؛ پس ايشان را به حاجتمندى و درويشى و بيمارى امتحان مىكنم، و امر دين ايشان با آن درست مىشود. و من داناترم به آنچه امر دين بندگان مؤمن با آن درست مىشود.
و به درستى كه از جمله بندگان مؤمن من، كسى هست كه در عبادت من بسيار سعى و كوشش مىكند، و از خواب خوش و بالش لذيذ خويش برمىخيزد، و از براى من در همه شبها كوشش مىنمايد- و بنابر بعضى از نسخ كافى شب خيزى مىنمايد-، و نفس خود را