تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٤٧
جبرئيل عليه السلام مرا خبر داد كه خداى عز و جل فرشتهاى را به سوى زمين فرو فرستاده؛ پس آن فرشته شروع كرد كه راه مىرفت، تا به در خانهاى رسيد كه مردى بر در آن خانه ايستاده بود و بر صاحبخانه رخصت مىطلبيد. فرشته به آن مرد گفت كه: حاجتت به صاحب اين خانه چيست؟ و چه باعث شده كه تو را به اينجا آورده است؟ گفت: مرا برادرى است مسلمان كه در راه خداى- تبارك و تعالى- به زيارتش آمدهام. فرشته به او گفت كه: حاجتى غير از اين ندارى؟ و غير از اين مطلب چيزى ديگر باعث آمدنت نشده؟ گفت كه: غير از اين مطلب چيزى مرا به اينجا نياورده است. فرشته گفت كه: من فرستاده خدايم به سوى تو، و آن جناب تو را سلام مىرساند و مىفرمايد كه: بهشت از برايت واجب شد. و فرشته گفت كه:
خداى عز و جل مىفرمايد كه: هر مسلمانى كه مسلمانى را زيارت كند، در حقيقت او را زيارت نكرده؛ بلكه مرا زيارت كرده است، و ثوابش بر من بهشت است».
٢٠٧٩/ ٤. على، از پدرش، از ابنابىعمير، از على نهدى، از حصين، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هر كه برادر خويش را زيارت كند در راه خدا، خداى عز و جل مىفرمايد كه: مرا زيارت كردى و ثواب تو بر من است، و من از براى تو به ثوابى غير از بهشت راضى نمىشوم».
٢٠٨٠/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از سيف بن عميره، از يعقوب بن شعيب كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود:
«هر كه برادر خويش را در گوشه شهر زيارت كند، به جهت طلب كردن رضاى خدا، چنين كسى زائر خدا است كه به زيارت او رفته، و بر خدا لازم است كه زيارتكننده خود را نوازش فرمايد و گرامى دارد».
٢٠٨١/ ٦. از او، از على بن حكم، از سيف بن عميره، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه برادر خود را در خانهاش زيارت كند، خداى عز و جل به او مىفرمايد كه: تو ميهمان من و زيارتكننده منى، و ميزبانى و نوازش تو بر من است، و من بهشت را از براى تو واجب گردانيدم، به سبب دوستى كه با او دارى».
٢٠٨٢/ ٧. از او، از على بن حكم، از اسحاق بن عمّار، از ابوغرّه روايت است كه گفت:
شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «هر كه برادر خود را زيارت كند در راه خدا؛ خواه در حال بيمارى و خواه در تندرستى، و از روى فريب و طمع بازديد به نزد او نيامده