تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥٣
آخرت را ببيند، و به روشنى دل خويش، فرو نشاند آنچه را كه چشمهايش ديده از دوستى دنيا. و حرام آن را پليد داند و به آن ميل نكند، و از آنچه شبههناك باشد دورى نمايد. و به خدا سوگند كه به حلال صاف كه غبار كدورت شبهه بر آن ننشسته باشد، بدن خود را ضرر رساند، و از آن نيز نخورد، مگر آنچه او را چارهاى از آن نباشد؛ از نان پارهاى كه پشت خود را به آن سخت كند، و جامهاى كه عورت خويش را به آن بپوشاند. و پنهان كند از ستبرتر و درشتترينِ آنچه بيابد و از برايش ميسّر شود. و در آنچه او را از آن چارهاى نباشد، او را عميد و اميدى نباشد؛ پس اعتماد و اميدش بر خدا كه آفريننده چيزها است واقع شود، و جد و جهد كند و سعى و كوشش بليغى به جا آورد، و بدن خود را در تعب و رنج اندازد، تا آنكه استخوانهاى دندهاش ظاهر و نمايان شود، و چشمهايش در سرش فرود رود. بعد از آن خدا او را بدل اين، يك نوع قوّتى در بدن، و يك قسم شدّتى در عقلش عطا كند، و آنچه از براى او ذخيره فرمود در آخرت، از اين بيشتر است؛ پس دنيا را ترك كن؛ زيرا كه دوستى دنيا كور و كر و گنگ مىگرداند، و گردنها را ذليل و رام مىسازد؛ پس آنچه را كه از عمرت باقى مانده درياب، و مگو كه فردا يا پسفردا چنين خواهم كرد؛ زيرا كه كسانى كه پيش از تو بودهاند هلاك نشدند، مگر به سبب ايستادگى ايشان بر سر آرزوها، و وپسانداختن كارها، تا آنكه عذاب خدا بر ايشان وارد شد ناگاه، و ايشان بىخبران بودند؛ پس ايشان را بر بالاى چوبهاى جنازه گذاشتند، و به سوى قبرهاى تاريك و تنگ خويش نقل كردند، و فرزندان و كسانى كه داشتند ايشان را وا گذاشتند؛ پس از همه جهانيان بريده شو، و به سوى درِ خدا بگريز، و پناه بَر با دل بازگردانيده به سوى آن جناب، از وا گذاشتن دنيا، و عزم و دلبستگى كه در آن شكستگى و بريدگى نباشد. (و احتمال دارد كه معنى اين باشد كه هر كه دنيا را ترك كند و دل بر ترك آن ببندد، شكستگى و بريدگى در او نباشد). خدا ما و تو را بر طاعت خويش يارى نمايد، و خدا ما و تو را از براى رضاى خويش توفيق دهد».
١٩١٦/ ٢٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از عبداللَّه بن مغيره و غير او، از طلحة بن زيد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «داستان دنيا چون داستان آب دريا است، كه تشنه هر چه از آن بنوشد، تشنگىاش بيفزايد، تا آنكه او را بكشد».
١٩١٧/ ٢٥. حسين بن محمد، از معلىّ بن محمد، از وشّاء روايت كرده است كه گفت:
شنيدم از امام رضا عليه السلام كه مىفرمود: «عيسى بن مريم به حوّاريان فرمود كه: اى فرزندان