تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢١
ايشان رفتند و داخل شدند. و خداى عز و جل آتش را امر فرمود تا بر ايشان سرد و سلامت گرديد. و در آن هنگام كه اهل دست چپ اين را ديدند، عرض كردند كه: اى پروردگار ما! از لغزش ما بگذر. و خدا قبول فرمودو از لغزش ايشان گذشت. بعد از آن، به ايشان فرمود: در اين آتش داخل شويد، رفتند و بر كنار آن ايستادند و در آن داخل نشدند. بعد از آن، خدا ايشان را به حالت اول برگردانيد و دو مرتبه ايشان را گل كرد، و از آن، آدم عليه السلام را آفريد».
و امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «اين جماعت هرگز نمىتوانند كه از اين گروه باشند، و اين گروه نمىتوانند كه از اين جماعت باشند». و فرمود: «مىديدند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله اول كسى بود كه داخل آن آتش شد، و از براى همين است قول خداى عز و جل: «قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ»[١]؛ يعنى: «بگو كه اگر خداوند مهربان را فرزندى باشد، پس من اوّل پرستندگانم».
باب ديگر از اين قبيل
٣. باب ديگر از اين قبيل
١٤٥٩/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از داود عجلى، از زراره، از حمران، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «در هنگامى كه خداى- تبارك و تعالى- خواست كه خلايق را بيافريند، آب شيرين و آب شور تلخى را آفريد، و آن دو آب به يكديگر آميختند؛ پس گلى را از روى زمين فرا گرفت و آن را مالش سختى داد. و بعد از آنكه خلايق از آن بيرون آمدند، به اصحاب دست راست فرمود- در حالى كه ايشان چون مورچگان مىجنبيدند: به سوى بهشت مىرويد با سلامت و ايمنى. و به اصحاب دست
چپ فرمود: به سوى دوزخ مىرويد و باك ندارم. بعد از آن، فرمود: «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ»[٢]؛ يعنى: «آيا نيستم پروردگار شما؟ گفتند:
بلى، تو پروردگار مايى. گواه شديم بر اقرار خويش، و اين اخذ ميثاق و پيمان گرفتن، به جهت كراهت آن است كه بگوييد در روز قيامت، به درستى كه بوديم ما، از اين اقرار، بىخبران».
و حضرت فرمود: «بعد از آن، پيمان را از پيغمبران گرفت و فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم؟! يعنى البته من پروردگار شمايم. و به درستى كه اينك؛ يعنى محمد، رسول من است.
[١]. زخرف، ٨١.
[٢]. اعراف، ١٧٢.