تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٤١
از مبارك، غلام شعيب، كه گفت: شنيدم از ابوالحسن حضرت امام موسىكاظم عليه السلام كه مىفرمود: «خداى عز و جل مىفرمايد كه: من غنى را غنى نكردهام، به جهت آنكه كرامت و عزّتى داشته در نزد من، و فقير را فقير نگردانيدهام، به جهت آنكه خوار و بىمقدار بود در نزد من. و اين از جمله آنها است كه به واسطه آن، اغنيا را به فقرا آزمودهام، و اگر فقرا نمىبودند، اغنيا مستحقّ بهشت نمىشدند».
٢٤٠٢/ ٢١. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از اسحاق بن عيسى، از اسحاق بن عمّار و مفضّل بن عمر روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه:
«توانگران شيعه ما، امينان مايند بر محتاجان ايشان. پس ما را حفظ كنيد در باب ايشان، و رعايت حال فقرا كنيد، تا خدا شما را حفظ كند».
٢٤٠٣/ ٢٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از هشام بن سالم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- فرمود كه:
فقر و بىچيزى، مؤمن را بيشتر زينت و آرايش مىدهد از دوال [/ تسمه] لجام و افسار، بر رخسار اسب».
٢٤٠٤/ ٢٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از ابنمحبوب، از عبداللَّه بن غالب، از پدرش، از سعيد بن مسيّب كه گفت: حضرت على بن الحسين عليهما السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل: «وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً»[١]؛ يعنى: «و اگر نه اين بود كه همه مردمان، يك گروه مىگرديدند». و حضرت فرمود كه: «مقصود خدا از اين، امّت محمد صلى الله عليه و آله است؛ يعنى اگر نه اين بود كه ايشان بر يك دين مىبودند، در حالتى كه همه ايشان كافر بودند: «لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ»[٢]؛ هر آينه قرار مىداديم از براى كسى كه نمىگرود به خداوند بخشاينده، از براى خانههاى ايشان؛ يعنى قرار مىداديم از براى خانههاى ايشان سقفها از نقره». و حضرت فرمود كه: «اگر خدا با امّت محمد چنين كرده بود، مؤمنان اندوهناك مىشدند، و همين ايشان را غمناك مىساخت، و با ايشان نكاح نمىكردند و ايشان را ارث نمىدادند».
[١]. زخرف، ٣٣.
[٢]. زخرف، ٣٣.