تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٣
اگر خدا را بخوانند، ايشان را اجابت فرمايد، و اگر سؤال كنند، ايشان را عطا فرمايد، و اگر طالب زيادتى باشند، ايشان را بيفزايد، و اگر خاموش شوند، ايشان را ابتدا نمايد».
٢٠٩٠/ ١٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از ابوايّوب روايت كرده است كه گفت: شنيدم از ابوحمزه كه مىگفت: شنيدم از امام موسىكاظم عليه السلام كه مىفرمود: «هر كه برادر مؤمن خود را زيارت كند از براى خدا، نه به جهت غير او، در حالى كه طلب كند به آن ثواب خدا و راست شدن آنچه را كه خداى عز و جل او را وعده فرموده، خداى عز و جل هفتاد هزار فرشته را بر او بگمارد، از وقتى كه از منزل خود بيرون مىرود، تا هنگامى كه به سوى آن برمىگردد، كه او را ندا كنند كه: آگاه باش! كه پاك و پاكيزه شدى، و بهشت از براى تو خوش باشد، و از بهشت منزلى را فرا گرفتى و آن را مكان خود ساختى».
٢٠٩١/ ١٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- فرمود كه: ملاقات برادران دينى، غنيمت بزرگى است و اگرچه كم باشند».
باب در بيان مصافحه و دست يكديگر گرفتن
٧٨. باب در بيان مصافحه و دست يكديگر گرفتن
٢٠٩٢/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از ابنفضّال، از ثعلبة بن ميمون، از يحيى بن زكريّا، از ابوعبيده كه گفت: همكجاوه امام محمد باقر عليه السلام بودم و من به سوارى آغاز مىكردم. بعد از آن، آن حضرت سوار مىشد، و چون درست مىنشستيم و قرار مىگرفتيم، سلام مىكرد و احوال مىپرسيد؛ مانند احوال پرسيدن مردى كه هيچ خبر از حال صاحب و يار خود نداشته باشد و او را نديده باشد، و مصافحه مىفرمود. ابوعبيده مىگويد: و چون فرود مىآمد، پيش از من فرود مىآمد، و چون من و آن حضرت بر بالاى زمين قرار مىگرفتيم، سلام مىكرد و احوال مىپرسيد، چون احوال پرسيدن كسى كه هيچ خبر از صاحب خود نداشته باشد و او را نديده باشد. به آن حضرت عرض كردم كه:
يابنرسول اللَّه! تو كارى مىكنى كه كسى كه در نزد ما است، آن را نمىكند، و اگر يك مرتبه به فعل آورد، بسيار است. فرمود كه: «آيا نمىدانى كه در مصافحه چه ثواب است؟ به درستى كه دو مؤمن به هم مىرسند، پس يكى از آنها با صاحب خود مصافحه مىكند، و به سبب آن پيوسته گناهان از ايشان فرو ريزد، چنانكه برگ از درخت فرو مىريزد، و خدا نظر رحمت