تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥
«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»[١] كه اين فطرت چيست؟ فرمود: «آن فطرت، اسلام است، كه خدا ايشان را بر آن آفريد، در هنگامى كه پيمان از ايشان گرفت بر توحيد و يگانگى آن جناب.
و فرمود: «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ»[٢]. و در آن پيمان، مؤمن و كافر داخل بودند».
١٤٦٨/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابنمحبوب، از على بن رئاب، از زراره روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها». فرمود: «همه ايشان را بر توحيد آفريد».
١٤٦٩/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از ابناذينه، از زراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت: آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عز و جل:
«حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ»[٣]؛ يعنى: «در حالتى كه ميلكننده باشيد از همه اديان باطله به دين اسلام، از براى خدا، نه شركآورندگان به او».
حضرت فرمود: «حنيفيّت و مسلمانى (كه ملّتى است قويم، و طريقهاى است مستقيم، و ميل است به دين راست و طرف حق و درست)، از جمله آفرينشى است كه خدا مردم را بر آن آفريده. «لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»[٤]؛ يعنى: «هيچ تبديل و تغييرى نيست از براى خلق خدا».[٥]
و حضرت در شرح فطرت فرمود: «خدا ايشان را بر معرفت به او آفريد».
زراره مىگويد: و نيز آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عز و جل: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى»[٦] تا آخر آيه. يعنى: «و ياد كن چون فرا گرفت پروردگار تو از فرزندان آدم از پشتهاى ايشان؛ يعنى بيرون آورد از صلبهاى ايشان نسل ايشان را، و گواه گردانيد ايشان را بر نفسهاى ايشان»، (و ترجمه تتمّه آيه مذكور شد).
و حضرت فرمود: «بيرون آورد از پشت آدم نسل او را تا روز قيامت؛ پس ايشان بيرون آمدند چون مورچگان، و خدا خود را به ايشان شناسانيد، و خود را به ايشان نمود، كه او را ديدند (يعنى به چشم دل، نه به چشم سر) و اگر اين نبود، كسى پروردگار خود را نمىشناخت».
[١]. روم، ٣٠.
[٢]. اعراف، ١١٢.
[٣]. حج، ٣١.
[٤]. روم، ٣٠.
[٥]. يعنى دينى كه حق تعالى از براى بندگان خلق فرموده، و اين نهى است در صورت نفى؛ يعنى تبديل ندهند دين خود را كه از براى ايشان خلق شده، و يا معنا آن است كه سزاوار نيست كه آن را تغيير دهند، و يا هيچكس نيست كه آن را تغيير دهد و محو و نابود گرداند.( مترجم)
[٦]. اعراف، ١٧٢.