تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٢١
به سوى آن وحى فرمايد كه: دوستان مرا به سبب تحفههاى ايشان سزا ده؛ پس خدمتكاران، از غلمان و حوران از بهشت بيرون مىآيند و با ايشان طبقههاى چند از مرواريد باشد كه سر آنها را به دستمالها پوشيده باشند.[١] و چون دوستان خدا به سوى جهنّم و هول آن و به سوى بهشت و آنچه در آن است نظر كنند، عقلهاى ايشان پرواز كند و از خوردن سر باز زنند؛ پس منادى از زير عرش ندا كند كه: خداى عز و جل جهنم را حرام گردانيده بر هر كه از طعام بهشت او بخورد؛ پس آن قوم دستهاى خويش را مىكشند و به سوى آن طبقهها دراز مىكنند و از آنچه در آنها است مىخورند».
٢٢٠٦/ ٨. محمد بن يحيى، از محمد بن احمد، از محمد بن عيسى، از محمد بن فضيل، از ابوحمزه، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «از براى مؤمن بر مؤمن واجب است كه هفتاد گناه كبيره را بر او بپوشاند».
٢٢٠٧/ ٩. حسين بن محمد و محمد بن يحيى هر دو روايت كردهاند، از على بن محمد بن سعد، از محمد بن اسلم، از محمد بن على بن عدى كه گفت: محمد بن سليمان به زبان قلم من داد[٢]، از اسحاق بن عمّار كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «اى اسحاق! با دوستان من نيكى كن، آنچه توانى يا در هر زمان كه توانى؛ زيرا كه هيچ مؤمن با مؤمنى نيكى نكرده و او را اعانت ننموده، مگر آنكه روى شيطان خراشيده شود و دلش مجروح گردد».
باب در بيان خدمت مؤمن
٨٩. باب در بيان خدمت مؤمن[٣]
٢٢٠٨/ ١. محمد بن يحيى، از سلمة بن خطّاب، از ابراهيم بن محمد ثقفى، از اسماعيل بن ابان، از صالح بن ابىالاسود روايت فرموده كه آن را مرفوع ساخته، از ابوالمعتمر كه گفت:
شنيدم از اميرالمؤمنين عليه السلام كه مىفرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هيچ مسلمانى نيست كه گروهى از مسلمانان را خدمت كند، مگر آنكه خدا به او عطا فرمايد مانند شماره ايشان، خدمتكاران در بهشت كه او را خدمت كنند».
[١]. شايد معنا اين باشد كه سرپوشهاى آنها از مرواريد باشد؛ بلكه اين ظاهرتر است.( مترجم)
[٢]. يعنى او گفت و من نوشتم، مانند املاء.
[٣]. و خدمت- به كسرء خاء-، كارى براى رضا كردن با فروتنى است.( مترجم)