تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٦٩
فرمود كه: اى موسى! اكنون مرا شكر كردى، در هنگامى كه دانستى كه آن شكر، از من است».
١٧٤٢/ ٢٨. ابنابىعمير، از ابنرئاب، از اسماعيل بن فضل روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «چون صبح و شام كنى ده مرتبه بگو كه: اللهُمَّ ما أَصْبَحْتُ لى مِنْ نِعْمَةٍ أَوْ عافِيَةٍ فى دينٍ أَوْ دُنْيا فَمِنْكَ وَحْدَكَ، لاشَريكَ لَكَ، لَكَ الْحَمْدُ وَلَكَ الشُّكْرُ بِها عَلَىَّ يا رَبِّ حَتَّى تَرْضى وَبَعْدَ الرِّضا؛ يعنى: «بار خدايا! آنچه صبح كردهام كه با من است، هر ناز و نعمت يا سلامت و عافيت در امر دين يا دنيا، پس همه آنها از تو است، در حالتى كه تنهايى و تو را شريكى نيست. و تو را است ستايش و تو را است سپاس، به سبب آنها بر من. اى پروردگار من! تا آنكه تو خوشنود شوى و بعد از خوشنودى». و حضرت فرمود: «به درستى كه تو هرگاه اين را بگويى، به جا آوردهاى شكر آنچه را كه خدا به آن بر تو انعام فرموده در آن روز و در آن شب».
١٧٤٣/ ٢٩. ابنابىعمير، از حفص بن بخترى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون نوح عليه السلام صبح مىكرد، اين دعا را كه (در حديث سابق) مذكور شد مىخواند، و به اين سبب بنده شاكر ناميده شد». و فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه خدا را تصديق كند، نجات يابد».
١٧٤٤/ ٣٠. على بن ابراهيم، از پدرش، از قاسم بن محمد، از منقرى، از سفيان بن عيينه، از عمّار دُهَنى روايت كرده است كه گفت: شنيدم از حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه مىفرمود:
«به درستى كه خدا دوست مىدارد هر دلى را كه اندوهناك باشد، و هر بنده شاكرى را دوست مىدارد. خداى- تبارك و تعالى- در روز قيامت به بندهاى از بندگان خود مىفرمايد كه: آيا فلانى را شكر كردى؟ عرض مىكند كه: اى پروردگار من! بلكه تو را شكر كردم. حق تعالى مىفرمايد كه: مرا شكر نكردى، به جهت آنكه او را شكر نكردى». بعد از آن حضرت فرمود كه: «شكركنندهترين شما از براى خدا، شكركنندهترين شما است از براى مردمان».
باب در بيان خوشخلقى
٤٩. باب در بيان خوشخلقى
١٧٤٥/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از جميل بن درّاج يا صالح، (بنابر اختلاف نسخ كافى) از محمد بن مسلم، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه كاملترين مؤمنان از روى ايمان، آن است كه