تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٢٩
معنى قول خداى عز و جل: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ ...[١] فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً»[٢].
و ترجمه آن، چنان كه در قرآن است، اين است كه: «هر كه بكشد تنى را بىآنكه تنى را كشته باشد (كه قصاص بر او لازم آمده باشد، يا بىآنكه فسادى كرده باشد در زمين، از شرك و راهزنى و زنا در بعضى از صور و لواطه و غير آن از اسباب كشتن)، پس گويا كه همه مردمان را كشته است. و هر كه تنى را زنده گرداند (يعنى سبب بقاى حيات آن شود، به عفو از قصاص يا رهانيدن از مهلكان)، پس گويا كه همه مردمان را زنده گردانيده و سبب زندگى ايشان شده».
و حضرت فرمود كه: «هر كه نفْسى را از ضلالت بيرون آورد به سوى هدايت، گويا كه آن را زنده ساخته، و هر كه آن را بيرون برد از هدايت به سوى ضلالت، گويا كه آن را كشته است».
٢٢٢٣/ ٢. از او، از على بن حكم، از ابان بن عثمان، از فضيل بن يسار روايت است كه گفت: به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه: چيست معنى قول خداى عز و جل كه در كتاب خويش مىفرمايد: «وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً»؟ حضرت فرمود: «يعنى از سوختن و غرق شدن او را نگاه دارد». عرض كردم كه: هر كه او را از ضلالت بيرون برد به سوى هدايت؟ حضرت فرمود كه: «اين تأويل اعظم آيه است كه از هر تأويلى بزرگتر است».
محمد بن يحيى، از احمد و عبداللَّه پسران محمد بن عيسى، از على بن حكم، از ابان مثل اين را روايت كرده است.
٢٢٢٤/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن خالد، از نضر بن سويد، از يحيى بن عمران حلبى، از ابوخالد قمّاط، از حمران روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: خدا تو را به اصلاح آورد! آيا از تو سؤال كنم؟ فرمود:
«آرى». عرض كردم كه: پيش از اين بر حالى بودم و من امروز بر حالى ديگرم. پيش از اين
[١]. و در قرآن بعد از لفظ« نَفْسٍ»،« أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ» مذكور است. و در بعضى از نسخ كافى نيز موجود است، وليكن در اكثر نسخ مفقود است.( مترجم)
[٢]. مائده، ٣٢.