تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١٩
٢٢٠٣/ ٥. و از او، از احمد بن محمد، از بكر بن صالح، از حسن بن على، از عبداللَّه بن جعفر بن ابراهيم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
هر كه برادر خويش را اكرام كند به سخنى كه به واسطه آن با وى نرمى و مهربانى كند و اندوه را از او ببرد، پيوسته در سايه كشيده و گسترده خدا باشد كه هرگز كم نشود و زائل نگردد. و مادامى كه در آن باشد، رحمت خدا بر او فرود آيد».
٢٢٠٤/ ٦. از او، از احمد بن محمد، از عمر بن عبدالعزيز، از جميل، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «به درستى كه از جمله آنچه خداى عز و جل مؤمن را به آن مخصوص ساخته، آن است كه نيكى [به] برادرانش را به او شناسانيده و اگرچه آن نيكى كم باشد، و نيكى به كثرت و بسيارى نيست. و بيان اين، آن است كه خداى عز و جل در كتاب خويش مىفرمايد كه: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ»[١]؛ يعنى: «و برمىگزينند بر نفسهاى خود كه از خود باز مىگيرند و به ديگران مىدهند و هر چند كه با ايشان فقر و پريشانى باشد». بعد از آن فرموده است كه: «وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[٢]؛ يعنى: «و هر كه نگاه داشته شود از بخل خويش، پس آن گروه، ايشان ستمكارانند. و هر كه خداى عز و جل او را به اين طريق بشناسد، او را دوست دارد. و هر كه خداى- تبارك و تعالى- او را دوست دارد، مزد او را در روز قيامت تمام و كمال به او عطا فرمايد به چيزى كه به شماره درنيايد يا نيندازد». بعد از آن فرمود كه: «اى جميل! اين حديث را از براى برادران خويش روايت كن؛ زيرا كه آن باعث ترغيب برادران تو است در نيكى».
٢٢٠٥/ ٧. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از محمد بن اسماعيل، از صالح بن عقبه، از مفضّل، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «مؤمن تحفهاى به برادرش مىدهد». عرض كردم كه: تحفه چيست؟ فرمود كه: «آن مانند مجلس و متكّا و خوردنى و پوشيدنى و سلام است؛ پس بهشت از براى مكافات او گردن مىشكند و بلند مىشود و خداى عز و جل به سوى آن وحى مىفرمايد كه: من طعام تو را بر كسانى كه در دنيا سكنى دارند حرام گردانيدهام، مگر بر پيغمبر يا وصّى پيغمبر. و چون روز قيامت شود، خداى عز و جل
[١]. حشر، ٩.
[٢]. حشر، ٩.