تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٦٣
مگر آنكه ايشان را منتقل ساختم از آنچه دوست مىداشتند، به سوى آنچه ناخوش مىداشتند. و هيچ اهل ده و خاندانى نبودند كه بر معصيت و نافرمانى من بوده باشند و در آن معصيت، ضرر و زحمتى به ايشان رسيده باشد، و از آنچه ناخوش مىداشتم، منتقل شده باشند به سوى آنچه دوست مىداشتم، مگر آنكه ايشان را منتقل ساختهام از آنچه ناخوش مىداشتند، به سوى آنچه دوست مىداشتند، و به ايشان بگو كه: رحمت من بر خشم من پيشى گرفته. پس بايد كه از رحمت من نوميد نباشند؛ زيرا كه گناهى كه آن را مىآمرزم، در نزد من بزرگ نمىنمايد. و به ايشان بگو كه: متعرّض خشم من نشوند و با من ستيزه نكنند، و به دوستان من استخفاف نكنند و ايشان را سبك و خوار ندارند؛ زيرا كه مرا در هنگامى كه غضب مىكنم سطوتهاى چند است كه چيزى از آفريدگان من تاب آن ندارد، و با آن مقاومت و برابرى نمىتواند كرد».
٢٤٣٦/ ٢٦. على بن ابراهيم هاشمى، از جدّش محمد بن حسن بن محمد بن عبيد اللَّه، از سليمان جعفرى، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «خداى عز و جل به سوى پيغمبرى از پيغمبران وحى فرمود كه: چون فرمانبردارى شوم، خشنود مىشوم، و چون خشنود شوم، بركت مىدهم، و بركت مرا نهايت و آخرشدى نيست. و چون نافرمانى شوم، خشم مىگيرم، و چون خشم گرفتم، لعنت مىكنم، و لعنت من به هفتم از فرزندان ملعون مىرسد».[١]
٢٤٣٧/ ٢٧. محمد بن يحيى، از على بن حسن بن على، از محمد بن وليد، از يونس بن يعقوب، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه يكى از شما ترس بسيارى از پادشاه با او مىباشد، و اين ترس نيست، مگر به سبب گناهان؛ پس خود را از گناهان نگاه داريد، آنچه توانيد و استطاعت داشته باشيد، و در آنها تمادى[٢] مكنيد» [/ و بر آنها مداومت منماييد].
٢٤٣٨/ ٢٨. على بن ابراهيم روايت كرده است، از محمد بن عيسى، از يونس كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه: اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه: «هيچ دردى نيست كه بيش از
[١]. يعنى با رضامندى به كردار پدر ملعون خويش، يا قصد مبالغه است، اگر اين نوع مبالغات، بر آن جناب جايز باشد.( مترجم)
[٢]. و تمادى، در نهايت به راهى دور شدن و طول دادن است.( مترجم)