تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٣١
پيش از اغنياى ايشان».[١]
پس حضرت فرمود كه: «زود باشد كه از برايت مثلى بزنم و داستانى بيان كنم. جز اين نيست كه داستان فقير و غنى در قيامت، چون داستان دو كشتى است كه آنها را بر عاشر (و دَه، يك ستانى) بگذرانيدند، پس در يكى از آنها نظر كرد و در آن چيزى نديد، گفت كه: اين را روانه سازيد. و در ديگرى نظر كرد، ديد كه آن كشتى پربار است. پس گفت كه: اين را نگاه داريد و مگذاريد كه روانه شود».
٢٣٨٣/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از سعدان كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «مصيبتها، بخششها است از جانب خداى عز و جل، و فقر و درويشى، در نزد خدا مخزون است كه آن را در خزائن خود ضبط فرموده».
٢٣٨٤/ ٣. و از او روايت است كه آن را مرفوع ساخته از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود:
«رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: يا على! به درستى كه خدا فقر و پريشانى را در نزد خلق خويش امانت قرار داده. پس هر كه آن را بپوشد و پنهان دارد، خدا او را مانند ثواب روزهدارى كه به عبادت ايستاده باشد عطا كند، و هر كه آن را فاش كند و اظهار نمايد در نزد كسى كه بر روا كردن حاجتش قادر باشد و نكند، پس به حقيقت كه او را كشته است. بدان و آگاه باش! كه او را به شمشير و نيزه نكشته، وليكن كشته است او را به آنچه از دلش خراشيده و مجروح گردانيده» (يعنى اندوهى كه به آن رسانيده).
٢٣٨٥/ ٤. از او، از محمد بن على، از داود حذّاء، از محمد بن صغير، از جدّش شعيب، از مفضّل روايت است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «هر چه ايمان بنده زياد مىشود، تنگى در اسباب زندگانيش زياد مىگردد».
٢٣٨٦/ ٥. و به اسناد خويش روايت كرده و گفته است كه: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه:
[١]. و خريف، فصل خزان است. و مراد به چهل خريف، چهل سال است؛ زيرا كه در هر سال، يك خريف بيش نيست، در معظم معموره كه شمالى خطّ استوا است و بناى تخاطب در فصول بر آن است، و در خطّ استوا كه هر سال دو پاييز دارد، و همچنين سائر فصول، در امثال اين مقامات اعتبار نمىشود؛ چه بناى تخاطب بر آن نيست؛ پس چون چهل خريف بگذرد، چهل سال گذشته باشد. و در بعضى از روايات ما واقع شده است كه خريف، هزار عام است و هر عامى هزار سال؛ پس مراد، چهل هزار هزار سال مىشود.( مترجم)