تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٩١
كه مىفرمود: «هرگز دو گروه در جنگ به هم نرسيدند، مگر آنكه هر يك از ايشان كه عفو ايشان بزرگتر و بيشتر بود، منصور و مظفّر شدند. و خدا ايشان را بر گروه ديگر يارى كرد».
١٧٩٦/ ٩. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابنفضّال، از ابنبكير، از زراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «زن يهوديّهاى كه گوسفند بريان را از براى پيغمبر صلى الله عليه و آله زهرآلود ساخته بود، به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آوردند. به آن زن فرمود:
چه تو را داشت، بر آنچه كردى؟ عرض كرد: با خود گفتم كه اگر پيغمبر باشد، او را زيانى نرساند، و اگر پادشاه باشد، مردم را از او در راحت و آسايش اندازم». حضرت باقر عليه السلام فرمود: «پس رسول خدا صلى الله عليه و آله از او عفو فرمود».
١٧٩٧/ ١٠. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از عمرو بن شمر، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «سه چيز است كه خدا به آنها چيزى را غير از عزّت، از براى مرد مسلمان نمىافزايد: يكى اعراض كردن و گذشتن از انتقام كسى كه بر او ستم كرده، و ديگرى عطا كردن به كسى كه او را محروم ساخته، و سيم پيوند كردن با كسى كه از او بريده باشد».
باب در بيان فرو خوردن خشم
٥٤. باب در بيان فرو خوردن خشم
١٧٩٨/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از هشام بن حكم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: حضرت على بن الحسين عليهما السلام مىفرمود:
«دوست نمىدارم كه شتران سرخمو از براى من باشد، در مقابلِ خوارى نفس من. و هيچ جرعهاى را ننوشيدم كه دوستتر باشد به سوى من، از جرعهاى خشمى كه صاحب آن را به سبب آن سزا ندهم». (و جرعه- به ضمّ جيم و سكون راء-: مقدار يكبار آشاميدن از آب است و امثال آن).
١٧٩٩/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سنان و على بن نعمان، از عمّار بن مروان، از زيد شحّام، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
«خوب جرعهاى است خشم از براى كسى كه بر آن صبر كند؛ زيرا كه مزد بزرگ از بلاى بزرگ حاصل مىشود. و خدا هيچ گروهى را دوست نداشته، مگر آنكه ايشان را آزمايش نموده، و به بلايى مبتلى فرموده است».