تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢٩
باب در بيان اينكه با يكديگر برادرى كردن بر دين واقع نشده ...
٧٤. باب در بيان اينكه با يكديگر برادرى كردن بر دين واقع نشده، و آن نيست، مگر به طور تعارف و آشنايى با يكديگر دادن و يكديگر را شناختن
٢٠٥٤/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سنان، از حمزة بن محمد طيّار، از پدرش، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «شما بر اين امر- يعنى تشيّع- برادرى نكرديد، و جز اين نيست كه بر آن با يكديگر [فقط] آشنايى داريد و همديگر را شناختيد».
٢٠٥٥/ ٢. از او، از احمد بن محمد، از عثمان بن عيسى، از ابنمسكان و سماعه هر دو، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: ... تا آخر آنچه گذشت.
باب در بيان حقّ مؤمن بر برادرش، و بيان ادا و رسانيدن حقّ او
٧٥. باب در بيان حقّ مؤمن بر برادرش، و بيان ادا و رسانيدن حقّ او
٢٠٥٦/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن حكم، از سيف بن عميره، از عمرو بن شمر، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «از جمله حقِّ مؤمن بر برادر مؤمنش، آن است كه گرسنگى او را سير گرداند، و عورتش را بپوشاند، و اندوه او را از او برطرف كند، و قرضش را ادا نمايد، و چون بميرد، در اهل و فرزندش خليفه و جانشين او باشد».
٢٠٥٧/ ٢. از او، از على بن حكم، از عبداللَّه بن بكير هَجَرى، از معلّى بن خنيس، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت: به خدمت آن حضرت عرض كردم كه: حقّ مسلمان بر مسلمان چيست؟ فرمود كه: «او را هفت حقّ واجب است، و از آن حقوق حقّى نيست، مگر آنكه بر او واجب است كه اگر چيزى از آنها را ضائع كند، از ولايت و دوستى خدا و طاعت آن جناب بيرون مىرود، و خدا را در او هيچ بهرهاى نباشد». به آن حضرت عرض كردم كه:
فداى تو گردم! آن حقوق چيست؟ فرمود كه: «اى معلّى! به درستى كه من بر تو مهربانم، مىترسم كه آنها را ضائع گردانى و نگاه ندارى، و بدانى و عمل نكنى». معلّى مىگويد كه: به حضرت عرض كردم كه: هيچ قوّت و توانايى بر طاعت نيست، مگر به يارى خدا. فرمود كه:
«آسانتر حقّى از آنها، آن است كه از برايش دوست دارى، آنچه را كه از براى خويش دوست مىدارى، و ناخوش دارى از براى او، آنچه را كه از براى خود ناخوش