تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٠٩
كسى كه آن را بشنود».
٢٥٠٠/ ١٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: زود باشد كه بر مردمان زمانى بيايد كه نهانى ايشان در آن خبيث و بد، و آشكار ايشان در آن نيكو باشد، به جهت طمع در دنيا، و به آن، آنچه را كه در نزد پروردگار ايشان است اراده ندارند. دين ايشان ريا باشد، و هيچ ترس به ايشان نياميزد، و خدا ايشان را به عقاب سختى تعميم دهد كه همه را فرا گيرد. پس او را بخوانند، مانند دعاى كسى كه غرق شده باشد، و دعاى ايشان را مستجاب نگرداند».
٢٥٠١/ ١٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از عمر بن يزيد روايت كرده است كه گفت: من با امام جعفر صادق عليه السلام شام مىخوردم كه ناگاه اين آيه را تلاوت فرمود: «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ* وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ»[١]، و فرمود كه: «اى ابو حفص! آدمى نمىتواند كه اعتذار جويد به سوى مردم، به چيزى كه خلاف آن باشد كه خدا از او مىداند. به درستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود كه: هر كه امر نهانى را پنهان دارد (و ما فى الضّمير خويش را بروز ندهد)، خدا رداى آن را بر او بپوشاند، اگر آن نهانى خوب باشد، رداى خوب و اگر بد باشد، بد».
٢٥٠٢/ ١٦. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از على بن اسباط، از بعضى از اصحاب خويش، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «باقى ماندن بر عمل، از خود عمل سختتر است». راوى عرض كرد كه: باقى ماندن بر عمل چيست؟ فرمود كه: «مردى به بخششى با كسى پيوند مىكند، و به جهت رضاى خداى تنها كه او را شريكى نيست، نفقهاى را صرف مىكند، پس از برايش ثواب نهان نوشته مىشود. بعد از آن، آن را ذكر مىكند، پس محو مىشود و از برايش ثواب آشكار نوشته مىشود. بعد از آن، آن را ذكر مىكند، پس محو مىشود و از برايش ريا نوشته مىشود».
٢٥٠٣/ ١٧. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از جعفر بن محمد اشعرى، از ابن فلاح، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت: «اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه: از خدا بترسيد، چنان ترسيدنى كه كوتاهى در آن نباشد. و عمل كنيد از براى خدا در غير ريا
[١]. قيامت، ١٤ و ١٥.