تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٠٩
مردان خويش كه راوى حديث، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
«پيوسته، بنده مؤمن نيكوكار نوشته مىشود، در مدّتى كه ساكت و خاموش باشد؛ پس هرگاه سخن گويد، نيكوكار يا بدكار نوشته شود».
باب در بيان مدارات
٥٧. باب در بيان مدارات[١]
١٨٤١/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: سه چيز است كه هر كه آنها در او نباشد، عملش تمام و كامل نخواهد بود: يكى پارسايى كه او را از نافرمانىهاى خدا باز دارد؛ و ديگر خلقى كه به آن با مردم به مدارايى رفتار كند؛ و سيم بردبارى كه جهل و نادانى جاهل را به آن رد نمايد».
١٨٤٢/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن حكم، از حسين بن حسن روايت كرده است كه گفت: شنيدم از حضرت امام جعفر عليه السلام كه مىفرمود: «جبرئيل عليه السلام به خدمت پيغمير صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه: يا محمد! پروردگارت تو را سلام مىرساند و به تو مىفرمايد كه: با خلق من مدارا كن».
١٨٤٣/ ٣. از او، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابنمحبوب، از هشام بن سالم، از حبيب سجستانى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «در تورات نوشته است، در آنچه خداى عز و جل با موسى بن عمران عليه السلام، به آن راز گفت كه: اى موسى! رازِ پوشيده مرا در نهان خويش بپوش، و در آشكار خويش، مدارايى را ظاهر كن، از من براى دشمن من، و دشمن خود از خلق من. و به اظهار كردن راز پوشيده من، باعث دشنام من مشو در نزد ايشان، كه با دشمن من و دشمن خويش در دشنام دادن به من شريك خواهى بود».
١٨٤٤/ ٤. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از محمد بن اسماعيل بن بزيع، از حمزة بن، از عبداللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: پروردگارم مرا امر فرموده كه با مردمان مدارايى كنم، چنان كه مرا به جا آوردن واجبات امر فرموده است».
١٨٤٥/ ٥. على بن ابراهيم، از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقه، از امام
[١]. و مدارات- به ضمّ ميم-، با كسى نرمى كردن و همديگر را دفع كردن است.( مترجم)