تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٣
باب در بيان كفاف
٦٤. باب در بيان كفاف[١]
١٩٣١/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از چندين نفر، از عاصم بن حميد، از ابوعبيده حذّاء روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: خداى عز و جل فرموده كه: از جمله خوشحالترين دوستان من در نزد من، و آنكه مردم بيشتر بايد بر او غبطه برند، مردى است كه ميان پشتش سبك باشد (و اين كنايه است از آنكه مال و عيالش بسيار نباشد كه پشت او را سنگين كرده باشند. و بنابر بعضى از نسخ كافى، مردى است كه حالش به دشوارى و درويشى گذرد در زندگانى دنيا)، و صاحب بهره و بخت باشد از نماز، و عبادتِ پروردگار خويش را در پنهانى نيكو كند، و در ميان مردم گمنام باشد، و روزى خود را به قدر كفاف قرار داده و بر آن صبر كند، و مرگ به سوى او بشتابد، و ميراثش كم و گريهكنندگان بر او اندك باشند».
١٩٣٢/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خوشا حال كسى كه مسلمان باشد و اسباب زندگانىاش به قدر كفاف باشد».
١٩٣٣/ ٣. نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: بار خدايا! محمد و آلمحمد و آنكه محمد و آلمحمد را دوست دارد، عفّت، و به قدر كفاف روزى كن، و آنكه محمد و آلمحمد را دشمن دارد، مال و فرزندان روزى كن».
١٩٣٤/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از يعقوب بن يزيد، از ابراهيم بن محمد نوفلى كه آن را مرفوع ساخته به سوى حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله به شترچرانى گذشت؛ پس كسى را فرستاد كه از او شير طلب كند. شترچران گفت كه: امّا آنچه در پستانهاى شتر است، شربت بامدادى اين قبيله است كه در بامداد مىنوشند، و امّا آنچه در ظرفهاى ما است، شراب شبانگاهى
[١]. و كفاف- به فتح كاف-، آن قدر قوت است كه بس باشد و مانند[ اين چنين] چيزى، و امّا كفاف- به كسر كاف-: گرداگرد چيزى و دامنهاى ريگ پشتها و دامنهاى پيراهنها است و آن، در اين مقام، درست نيست و مناسبتى با آنچه عقد باب از براى آن شده، ندارد. وليكن آنچه در فارسى مشهور شده، كفاف به كسر كاف است.( مترجم)