تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٨٧
و گريختن از ميان لشكر در جنگ جهاد؛ زيرا كه خداى عز و جل مىفرمايد كه: «وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ»[١]؛ يعنى: «و هر كه بگرداند از ايشان در آن روز پشت خود را، مگر در حالى كه ميلكننده و برگردنده باشد از هر طرفى به طرفى ديگر، به جهت اصلاح صلاح براى كارزار، يا پناهجوينده باشد به سوى گروهى كه از مسلمانان باشند، مانند آنكه از ميمنه به ميسره رود يا به عكس، به حقيقت كه به آن، گرديده به خشمى بزرگ از خدا، و بازگشت او دوزخ است، و بد جاى بازگشتى است دوزخ».
و خوردن ربا و سود؛ زيرا كه خداى عز و جل مىفرمايد كه: «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ»[٢]؛ يعنى: «آنان كه مىخورند ربا را، برنمىخيزند از قبرهاى خود در وقت بعث و نشور، مگر چنان كه برمىخيزند آنكه تباه كند او را ديو فريبنده سركش، از جهت سودن».[٣]
و سحر و جادو كردن؛ زيرا كه خداى عز و جل مىفرمايد كه: «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ»[٤]؛ يعنى: «و هر آينه نيك دانستهاند- يعنى يهود- كه هر كه بخرد سحر را و بدل كند آن را به دين حق، بدين وجه كه آن را بياموزد و به آن عمل كند، نباشد او را در آخرت هيچ بهرهاى»[٥].
و زنا كردن؛ زيرا كه خداى عز و جل مىفرمايد كه: «وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً* يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً»[٦]؛ يعنى: «و هر كه بكند آنچه را كه مذكور شد؛ يعنى زنا، (و بيشتر مفسّران به همه آنچه پيش گذشته، از شرك و قتل نفس و زنا تفسير كردهاند)؛ يعنى هر كه
[١]. انفال، ١٦.
[٢]. بقره، ٢٧٥.
[٣]. و مراد ديوانگى و صرع است، و زعم عرب اين بود كه چون جنّى مسّ آدمى نمايد، عقل او را زايل گرداند و دماغش را پريشان كند و او را صرع و ديوانگى پيدا شود، و حق- سبحانه و تعالى- بر وجهى كه متعارف ايشان باشد، اجراى كلام مىفرمايد. و ملخصّ سخن آن است كه خورندگان و گيرندگان ربا، در روز قيامت به شكل ديوانگان از قبور برخيزند، و اهل عرصات، ايشان را به آن نشان بشناسند.( مترجم)
[٤]. بقره، ١٠٢.
[٥]. و گويند كه: مراد به خلاق، خلاص است؛ يعنى او را در آخرت خلاصى نباشد.( مترجم)
[٦]. بقره، ٦٨ و ٦٩.