تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١١٧
محافظت كند از آنكه به سوى آن نظر شود. و فرموده: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»[١]؛ يعنى: «و بگو به زنان مؤمنه تا چشمهاى خود را فرو خوابانند، و ديدههاى خويش را از ديدن نامحرم بپوشانند، و نگاه دارند فرجهاى خود را». و حضرت فرمود: «يعنى از آنكه يكى از زنان به فرج خواهر خود نظر كند، و فرج خود را محافظت نمايد از آنكه به سوى آن نظر شود». و فرمود: «هر چيز [كه] در قرآن مذكور است ازنگاهداشتن فرج، مراد از آن نگاهداشتن آن است از زنا، مگر اين آيه، كه مراد از آن نگاهداشتن فرج است ازنظر و پوشيدن آن.
بعد از آن، در آيهاى ديگر آنچه را كه بر دل و زبان و گوش و ديده واجب گردانيده، جمع نموده و در رشته سخن كشيده و فرموده: «وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ»[٢]؛ يعنى: «و نبوديد شما كه در دل داشته باشيد و نهان كرده و پوشيده باشيد، در آن كه گواهى دهد بر شما گوشهاى شما، و نه ديدهاى شما، و نه پوستهاى شما». و حضرت فرمود: «مقصود از پوستها، فرجها و رانها است. و فرموده: «وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا»[٣]» كه ترجمه آن گذشت. و حضرت فرمود: «اين است آنچه خدا بر چشمها واجب گردانيده، از فرو خوابانيدن ديده از آنچه خدا حرام گردانيده. و اين، عملِ آنها است. و آناز جمله ايمان و پارهاى از آن است. و بر دستها واجب گردانيده كه به آنها به عنف گرفته نشوند، و حركت داده نشوند به سوى آنچه خدا حرام گردانيده. و آنكه به آنها بطش و گرفتن سخت به عمل آيد و حركت داده شوند به سوى آنچه خداى عز و جل به آن امر فرموده. و بر دستها چيزى چند واجب گردانيده: از صدقه دادن، و صله رحم به جا آوردن، و به ايشان عطا كردن، و جهاد در راه خدا، و طهارت از براى نمازها. و فرموده: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ»[٤] يعنى: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چون خواهيد كه برخيزيد به نماز، و محدِث [/ بى وضو] باشيد، پس بشوييد روىهاى خود را و
[١]. نور، ٣١.
[٢]. فصّلت، ٢٢.
[٣]. اسرا، ٢٦.
[٤]. مائده، ٦.