تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٣
سؤال كردم از قول آن جناب: «وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى»[١]. فرمود: «آن، ايمان است». (و ترجمه آيه اين است كه: و لازم گردانيد- يعنى ثابت ساخت- خداى تعالى، كلمهاى را كه سبب پرهيزگارى باشد از طغيان و عدوان).
باب در بيان اخلاص
١١. باب در بيان اخلاص[٢]
١٤٨٢/ ١. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از عبداللَّه بن مسكان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى- تعالى-: «حَنِيفاً مُسْلِماً»[٣]؛ يعنى: «وليكن ابراهيم ميلكننده و گردنده بود از عقايد باطله به دين حق، و گردن گذارنده و اقامتكننده به دين اسلام، و منقاد [و مطيع] اوامر و نواهى». راوى مىگويد: حضرت فرمود: «يعنى خالص و مخلص بود، كه چيزى از پرستش بتان در او نبود».
١٤٨٣/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابىعبداللَّه، از پدرش كه آن را مرفوع ساخته به سوى امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اى گروه مردمان! جز اين نيست كه خداست و شيطان، و حق و باطل، و هدايت و ضلالت، و راه راست و گمراهى، و دنيا و شتابان، و آخرت و آخر كار، و نيكىها و بدىها، (يا ثوابها و گناهان)؛ پس آنچه از خوبىها باشد، از براى خداست و آنچه از بدىها باشد، از براى شيطان است».
١٤٨٤/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از على بن اسباط، از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام، كه: «اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- مكرّر مى فرمود:
خوشا حال كسى كه عبادت و دعا را از براى خدا خالص گرداند، و دل خويش را مشغول نسازد به آنچه چشمهايش ببيند، و ياد خدا را فراموش نكند به آنچه گوشهايش بشنود، و اندوه در سينهاش جا نگيرد به آنچه به غير او عطا شده است».
١٤٨٥/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از قاسم بن محمد، از منقرى، از سفيان بن عينيه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عز و جل «لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»[٤]؛ يعنى:
[١]. فتح، ٢٦.
[٢]. و اخلاص- به كسر همزه-، خالص و پاك كردن است، و با كسى دوستى بىريا داشتن، و عبادت بىريا كردن، و دين بىريا داشتن. حاصل آنكه اخلاص، آن است كه از غير خدا مبرّا باشد، و روى دل با جناب حق تعالى داشته باشد، و هر كار كه كند، و هر گفتار كه گويد، قطعنظر از خلق كند، و به مدح و ذمّ ايشان التفات ننمايد.( مترجم)
[٣]. آل عمران، ٦٧.
[٤]. هود، ٧؛ ملك، ٢.