تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٠٣
نزد اين اعتقاد، ايشان را دريابد، و رضاى من، ايشان را به من رساند، و آمرزش من، ايشان را لباس عفو من بپوشاند؛ پس به درستى كه منم خداى بسيار بخشاينده مهربان، و به اين نام، خود را ناميدهام».
١٦١٣/ ٢. ابنمحبوب، از جميل بن صالح، از بريد بن معاويه، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «در كتاب على عليه السلام يافتيم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود- در حالى كه آن حضرت، بر بالاى منبر خويش بود- كه: سوگند ياد مىكنم به آن كسى كه به غير از او خدايى نيست، كه هرگز به هيچ مؤمنى خير دنيا و آخرت عطا نشده، مگر به گمان نيكى كه به خدا داشته باشد، و به اميدش از آن جناب، و خوشخلقى كه داشته، و به باز ايستادن از غيبت مؤمنان. و سوگند ياد مىكنم به آن كسى كه به غير از او خدايى نيست، كه خدا هيچ مؤمنى را بعد از توبه و طلبِ آمرزشِ گناهان عذاب نمىكند، مگر به بدگمانى او به خدا، و تقصير كردنش در اميد داشتن به خدا، و به بدخلقى كه داشته باشد، و به غيبت كردنِ مؤمنان. و سوگند ياد مىكنم به آن كسى كه به غير از او خدايى نيست، كه گمانِ هيچ بنده مؤمنى به خدا نيكو نباشد، مگر آنكه خدا در نزدِ گمانِ بندهاى مؤمن خود باشد، و بر وفق گمانش با او عمل نمايد؛ زيرا كه خدا كريم است و همه خوبىها به دستِ قدرتِ او است، و شرم مىكند كه بنده مؤمنِ او چنان باشد كه گمانِ نيك به او برده باشد؛ پس گمان و اميد او را خلاف كند، و به خلافِ آنها با او عمل نمايد؛ پس گمانِ خود را به خدا نيكو كنيد، و به سوى او رغبت نماييد».
١٦١٤/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن اسماعيل بن بزيع، از ابوالحسن، حضرت امام رضا عليه السلام، روايت كرده است كه فرمود: «گمان خويش را به خدا نيكو كنيد؛ زيرا كه خداى عز و جل مىفرمايد كه: من در نزدِ گمانِ بنده مؤمنِ خودم، و بر وفق گمانش به من با او رفتار مىكنم. اگر گمانش خوب است، جزاى او خوب باشد، و اگر بد است، بد باشد».
١٦١٥/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از قاسم بن محمد، از منقرى، از سفيان بن عيينه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «گمانِ نيك به خدا داشتن، آن است كه غير خدا را اميد نداشته باشى، و نترسى، مگر از گناهان خويش».