تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٢١
دستهاى ايشان، و گواهى مىدهند پاىهاى ايشان، به آنچه بودند در دنيا كه كسب مىكردند». و حضرت فرمود: «اين نيز از جمله آن چيزى است كه خدا بر دستها و پاىها واجب ساخته، و همين، عمل آنها است. و آن از جمله ايمان و پارهاى از آن است.
و بر رو واجب گردانيده سجده كردن را از براى او در شب و روز در اوقات نمازها. و فرموده كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[١]». و حضرت فرمود: «اين فريضه، فريضهاى است جامع و مشتمل بر فعل رو و دستها و پاىها.
و در جاى ديگر (يعنى سوره جن) فرموده كه: «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»[٢]».[٣] و ترجمه هر دو آيه مذكور شد. و حضرت فرمود: «يعنى در آنچه خداى- تعالى- بر اعضا واجب گردانيده، از طهارت و نماز در آنها. و بيان اين، آن است كه: چون خداى عز و جل پيغمبر صلى الله عليه و آله خود را از بيت المقدس كه قبله او بود، به سوى كعبه گردانيده و آن را قبله او قرار داد، بر او فرو فرستاد كه: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ»[٤]؛ يعنى: «و خداى- تعالى- چنان نيست كه ضايع گرداند ايمان شما را. به درستى كه خدا نسبت به مردمان، به غايت مهربان و بخشاينده است». و حضرت فرمود: «پس خدا نماز را ايمان ناميد»، چنانچه در تفاسير بيان آن مذكور است. و فرمود: «هر كه خداى عز و جل را ملاقات كند و اعضا و جوارح خود را محافظت كرده باشد، و هر عضوى از اعضاى او به آنچه خداى عز و جل بر آن واجب گردانيده وفا نموده باشد، ملاقات مىكند خداى عز و جل را، در حالتى كه ايمانش به سر حدّ كمال است، و چنين كسى از اهل بهشت است. و هر كه در چيزى از آنها خيانت كرده باشد، يا تجاوز نموده باشد از آنچه خداى عز و جل در آنها امر فرموده، خدا را ملاقات كند و ايمانش كم و ناتمام باشد». راوى مىگويد: عرض كردم: ناتمامى و تمامى ايمان را فهميدم، اما زياد شدن آن از كجا آمد و از چه معلوم شد؟ فرمود: «قول خداى عز و جل: «وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ* وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ»[٥]؛ يعنى: «و چون فرو فرستاده شود سورهاى
[١]. حج، ٧٧. اى مؤمنان ركوع كنيد و سجده بگذاريد و خدايتان را عبادت كنيد، شايد رستگار شويد.( مترجم)
[٢]. جن، ١٨.
[٣]. سجدهها ويژه خدا است پس كس ديگرى را با خدا مخوانيد.( مترجم)
[٤]. بقره، ١٤٣.
[٥]. توبه، ١٢٤ و ١٢٥.