تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٥٧
نشود، مگر آنكه آن خانه را از براى آفتاب ظاهر گرداند، كه آفتاب بر آن بتابد، تا آن را پاك گرداند».[١]
٢٤٢٩/ ١٩. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از محمد بن حسن بن شمّون، از عبداللَّه بن عبدالرحمان بن اصم، از مسمع بن عبدالملك، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه بنده در قيامت، صد سال بر گناهى از گناهان خويش محبوس و معطّل مىشود، و به سوى زنان خويش كه در بهشتاند نظر مىكند كه در ناز و نعمت مىگذارنند».
٢٤٣٠/ ٢٠. ابوعلى اشعرى، از عيسى بن ايّوب، از على بن مهزيار، از قاسم بن عروه، از ابنبكير، از زراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هيچ بندهاى نيست، مگر آنكه در دلش نكته و نشانه سفيدى هست؛ پس چون گناهى را مرتكب شود، در آن نشانه سفيد، سياهى بيرون آيد و به هم رسد، و چون توبه كند، آن سياهى برود، و اگر در گناهان مدّتى مديد بماند، آن سياهى بيفزايد تا به مرتبهاى كه آن سفيدى را بپوشاند، و چون سفيدى را بپوشد، صاحب آن دل هرگز به سوى خير و خوبى برنگردد، و اين است معنى قول خداى عز و جل: «كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ»[٢]؛ يعنى: چنان نيست كه مكذّبان مىگويند؛ بلكه غلبه كرده و زنگ داده بر دلهاى ايشان، آنچه پيوسته مىكردند» (يعنى دلهاى ايشان به سبب خبث اعتقاد و معاصى، زنگ گرفته و تاريك شده، و به اين سبب معرفت حق و باطل از ايشان پوشيده گرديده است).
٢٤٣١/ ٢١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از على بن اسباط، از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام كه فرمود: «اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه: البتّه دندانهاى خنده خود را به خنده ظاهر مكن، و حال آنكه عملهاى رسواكننده را به جا آورده باشى، و از شبيخون ايمن مباش، در حالى كه كارهاى بد كرده باشى».[٣]
٢٤٣٢/ ٢٢. محمد بن يحيى و ابوعلى اشعرى، از حسين بن اسحاق، از على بن مهزيار، از حمّاد بن عيسى، از ابوعمرو مدائنى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه گفت:
[١]. و اين كنايه است از آنكه گناهان، خانهها را خراب مىكند.
[٢]. مطففين، ١٤.
[٣]. و در همين باب، اين حديث را از حضرت صادق عليه السلام روايت كرد با اندك تفاوتى.( مترجم)