تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٥
فرمود: «حجّ خانه كعبه خداى [عز و جل كه] فرموده است: «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ»[١]؛ يعنى: «و از براى خدا ثابت و لازم است بر مردمان، حجّ خانه او، يا قصد كردن آن به جهت ادا كردن اعمال حجّ و عمره. امّا هر كه توانايى داشته باشد از ايشان به سوى آن راهى را (كه به واسطه توشه و حيوان و غير آن از آنچه در استطاعت معتبر است بر رفتن قدرت داشته باشد). و هر كه كافر شود؛ يعنى به حجّ نرود، پس به درستى كه خدا بىنياز است از همه عالميان».
و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: يك حجّ مقبول، از بيست نماز سنّتى [/ مستحب] بهتر است. و هر كه در اين خانه يك طواف به جا آورد، و هفت شوط را درست در آن ضبط نمايد، و دو ركعت نماز طواف را نيكو به جا آورد، خدا گناهان او را بيامرزد. و در روز عرفه و روز مزدلفه فرمود، آنچه فرمود».
عرض كردم: چه چيز تابع [/ پس از] حجّ است در فضيلت؟
فرمود: «روزه».
عرض كردم: باك[٢] روزه چيست؟ و او را چه مىشود كه آخر همه اينها گرديده؟
فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: روزه سپرى است ازآتش جهنم».
زراره مىگويد: بعد از آن فرمود: «بهترين چيزها چيزى است كه چون از تو فوت شود، از آن توبهاى نباشد، غير از آنكه به سوى آن برگردى و همان را به عينه به جا آورى. به درستى كه نماز و زكات و حجّ و ولايت، چيزى نيست كه به جاى اينها [چيز ديگرى] نفع بخشد، غير از آنكه [خود] اينها را به جا آورى. و به درستى كه روزه چون از تو فوت شود، يا تقصير كنى، يا به سفر روى در هنگام آن، به جاى آن چند روزى غير از آن را به جا مىآورى، و اين گناه را به صدقه جزا مىدهى و تدارك مىكنى، و بر تو قضايى نيست. و چنان نيست كه چيزى از اين چهار چيز، غير آن تو را به جاى آن نفع برساند».
زراره مىگويد: بعد از آن فرمود: «بلندترين موضع امر و كوهان و كليد آن، و درِ همه چيز و خوشنودى خداوند مهربان، طاعت و فرمانبردارى است از براى امام عليه السلام، بعد از شناختن او. به درستى كه خداى عز و جل مىفرمايد: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلّى فَما أَرْسَلْناكَ
[١]. آل عمران، ٩٧.
[٢]. واژه« باك» به معناى بيم و پروا و انديشناكى است و در اينجا به معناى مشكل و وضعيت خاص است.