تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧
مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ»[١]».[٢]
باب ديگر از قبيل باب اول ...
٢. باب ديگر از قبيل باب اوّل و در اين باب زيادتى وقوع تكليف اوّل[٣]
١٤٥٦/ ١. ابوعلى اشعرى و محمد بن يحيى، از محمد بن اسماعيل، از على بن حكم، از ابان بن عثمان، از زراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود: «مردم اگر مىدانستند كه آغاز آفرينش يا اول امر خلائق چگونه بود، دو نفر با هم اختلاف نمىكردند. به درستى كه خداى عز و جل پيش از آنكه خلايق را بيافريند، فرمود: باش آبِ خوش تا بهشت و اهل طاعت خود را از تو بيافرينم، و باش آبِ تلخ تا دوزخ و اهل معصيت خويش را از تو خلق كنم. بعد از آنكه به امر خدا موجود گرديدند، آن دو آب را فرمود تا به هم ممزوج شدند، و از اين جهت است كه مؤمن، كافر را مىزايد و كافر، مؤمن را مىزايد؛ پس گلى را از روى زمين فرا گرفت و آن را مالش سختى داد، ناگاه ايشان چون مورچگان مىجنبيدند. بعد از آن، به اصحاب دست راست فرمود: مىرويد به سوى بهشت، در حالتى كه سالم و ايمنايد از هر چه بد باشد. و به اصحاب دست چپ فرمود: مىرويد به سوى آتش دوزخ، و هيچ پروا ندارم.
پس آتشى را امر فرمودتا برافروخته شد. و به اصحاب دست چپ فرمود: در آن داخل شويد. ايشان، از آن ترسيدند و داخل نشدند. و به اصحاب دست راست فرمود: داخل شويد در اين آتش؛ پس ايشان در آن داخل شدند. و به آتش فرمود: سرد و سلامت باش؛ يعنى سردى معتدل كه ايشان را به جهت سردى ضرر نرسد؛ پس آن آتش سرد و سلامت گرديد.
[١]. يس، ٧٠.
[٢]. يعنى:« قرآن را از عالم بالا فرو فرستاد، تا بيم كند و بترساند هر كس را كه زنده باشد؛ يعنى مؤمن باشد؛ زيرا كه حيات ابدى به ايمان است، و كافر حكم مرده دارد؛ بلكه بدتر از آن است؛ زيرا كه مرده اگر منتفع نمىشود، متضرر هم نمىشود، به خلاف كافر كه بر دين خود نفع نمىگيرد و متضرر مىشود، و تا واقع شود و ثابت گردد« اين» گفتار كه وجوبِ عذاب است بر كافران و ناگرويدگان كه قبول آن نكنند. و ظاهر اين است كه استشهاد به آيه بر اين مطلب بنابر ظاهر، ظاهر باشد؛ چه« لِيُنْذِرَ» با ذال« ثخّذ» و« ليندر» با دال« ابجد»، هر دو در كتابت به يك صورت مىباشند، و« اندار»- به كسر همزه و سكون نون بر وزن« انذار»-، به معنى انداختن و كم كردن ظرف است كه متاعى در آن باشد.( مترجم)
[٣]. و مراد از تكليف اول، آن است كه پيش از تكليف در دار دنيا واقع شده، به واسطه ارسال رسل و انزال كتب، و آن سه قسم است: اول، آنچه در عالم ارواح صرف اتفاق افتاد؛ و دويّم، آنچه در وقت سرشتن طينت واقع شد، پيش از آنكه آدم را از آن بيافريند؛، سيم آنچه متحقّق گرديد بعد از آنكه آدم را از آن آفريد، در هنگامى كه ايشان را از صلب آدم بيرون آورد، و ايشان چون مورچگان ريزه يا ذرّات هوا در طرف راست و چپ حركت مىكردند.( مترجم)