تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥
«حق تعالى مرگ و زندگانى را آفريد تا بيازمايد شما را؛ يعنى با شما معامله آزمايندگان كند، تا ظاهر شود كه در اهل تكليف، كدام يك از شما نيكوتريد از روى عمل و كردار».
راوى مىگويد: حضرت فرمود: «چنان نيست كه مقصود خدا اين باشد كه عمل كدام يك بيشتر است، وليكن مراد اين است كه كردار كدام يك از شما صوابتر و درستتر است، و جز اين نيست كه صواب گفتن و صواب يافتن، ترس خداست، و نيّت درست با ترس».
بعد از آن فرمود: «باقى گذاشتن عمل و بر هم نزدن آن، تا آنكه خالص باشد (و چهره زيبايش به غبار ناملايمى تيره نشود)، از خود عمل سختتر است. و عمل خالص آن است كه نخواسته باشى كه كسى غير از خداى عز و جل تو را بر آن ستايش كند. و نيّت، از خود عمل بهتر است. و بدان و آگاه باش! كه نيّت، عمل است»؛ پس قول خداى عز و جل را تلاوت فرمود: « «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ»[١]؛ يعنى: «بگو كه هر يك از مؤمن و كافر كار مىكند بر طريقهاى كه مشاكل [و شبيه] حال و اعتقاد او باشد». و حضرت فرمود: «يعنى كار مىكند بر نيّت خويش».
١٤٨٦/ ٥. و به همين اسناد روايت است كه گفت: سؤال كردم از قول خداى عز و جل: «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»[٢]؛ يعنى: «روزى كه مال و پسران سود ندهند، مگر كسى را كه بيايد خدا را با دلى سالم؛ يعنى درست و رهيده».
و حضرت فرمود: «دل سليم آن است كه پروردگار خويش را ملاقات مىكند، و در آن دوستى كسى غير از خدا نيست. و هر دلى كه در آن شرك يا شكى باشد، فرومايه و افتاده است. و جز اين نيست كه مراد خدا اين است كه بيايد در نزد خدا با زهد و بىرغبتى در دنيا، كه در دنيا از حبّ آن سالم باشد، تا دلهاى ايشان از براى آخرت و تحصيل آن فارغ باشد».
١٤٨٧/ ٦. و به همين اسناد، از سفيان بن عينيه، از سدّىّ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «هيچ بندهاى چهل روز ايمان به خدا را خالص نگردانيد، يا فرمود: هيچ بندهاى چهل روز ياد خدا را نيكو نكرد، مگر آنكه خدا او را زاهد و بىرغبت در دنيا گردانيد، و او را به درد دنيا و دواى آن بينا كرد، و حكمت را در دلش ثابت نمود، و زبانش را با آن گويا فرمود». بعد از آن، اين آيه را تلاوت كرد كه: « «إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ»[٣]؛ يعنى: «به درستى كه آنان كه فرا گرفتند گوساله
[١]. اسرا، ٨٤.
[٢]. شعرا، ٨٩.
[٣]. اعراف، ١٥٢.