تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٢٥
كردم از ايمان كه چه چيز است؟ فرمود: «گواهى دادن به اينكه خدايى نيست، مگر خدا، و اقرار به آنچه از نزد خدا آمده، و آنچه در دلها در استقرار و قرار داشته باشد از تصديق كردن به آن». راوى مىگويد: عرض كردم: آيا گواهى دادن، عمل نيست؟ فرمود: «بلى، عمل است». عرض كردم كه: عمل از جمله ايمان و جزء آن است؟ فرمود: «آرى، ايمان نمىباشد، مگر به عمل، و عمل بعضى از آن است. و ايمان ثابت نمىشود، مگر به عمل».
١٥٢٤/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عثمان بن عيسى، از عبداللَّه بن مسكان، از بعضى از اصحاب خويش، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت:
به آن حضرت عرض كردم: اسلام چيست؟ فرمود: «دين خدا نامش اسلام است. و آن دين خدا بود، پيش از آنكه شما باشيد، چنان چه هستيد، و بعد از آنكه باشيد؛ پس هر كه به دين خدا اقرار كند، مسلمان است، و هر كه عمل كند به آنچه خداى عز و جل به آن امر فرموده، مؤمن است».
١٥٢٥/ ٥. از او، از پدرش، از نضر بن سويد، از يحيى بن عمران حلبى، از ايّوب بن حر از ابوبصير روايت است كه گفت: در خدمت امام محمد باقر عليه السلام بودم كه سلّا[١] به آن حضرت عرض كرد كه: خيثمة بن ابىخيثمه ما را از تو حديث مىكند كه تو را از اسلام سؤال كرده و تو فرمودهاى كه: اسلام را مىخواهى بدانى؟ هر كه رو به قبله ما آورد، و به آنچه ما گواهى مىدهيم گواهى دهد، و عبادتى كه ما مىكنيم بكند، و دوست ما را دوست دارد، و با دشمن ما دشمنى نمايد، مسلمان است. فرمود: «خيثمه راست گفته است». عرض كردم: و نيز مىگويد: تو را از ايمان سؤال كرده و تو فرمودهاى كه: آن ايمان به خداست، و تصديق كردن به كتاب خدا، و آنكه خدا را نافرمانى نكند يا آن جناب نافرمانى نشود. فرمود: «خيثمه راست گفته است».
١٥٢٦/ ٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابنابىعمير، از جميل بن درّاج روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از ايمان. فرمود: «ايمان، گواهى دادن است به اينكه خدايى نيست، مگر خدا، و به آنكه محمد رسول خدا است».
جميل مىگويد: عرض كردم: آيا اين گواهى، عمل نيست؟ فرمود: «بلى، عمل است».
[١]. سلام بن ابى عمره از ياران موثق امام باقر و امام صادق عليهما السلام بوده است، ر. ك: فهرست نجاشى، شماره ٥٠٢.