تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٠٥
باب در بيان اعتراف به تقصير و كوتاهى كردن خويش، در عبادت خدا
٣٥. باب در بيان اعتراف به تقصير و كوتاهى كردن خويش، در عبادت خدا
١٦١٦/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از سعد بن ابىخلف، از ابوالحسن- حضرت امام موسى كاظم عليه السلام- روايت كرده است كه گفت:
حضرت به بعضى از فرزندان خويش فرمود كه: «اى فرزند عزيز من! بر تو باد كه سعى و كوشش نمايى و خود را از حدِّ تقصير بيرون نبرى در عبادت و طاعت خداى عز و جل، چنان ندانى كه در اين باب كوتاهى نكردهاى؛ زيرا كه كسى نمىتواند كه او را عبادت كند، چنانچه حقِّ عبادت او است، و آن جناب سزاوار آن است».
١٦١٧/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابىعبداللَّه، از بعضى از مردم عراق، از محمد بن مثنّى حضرمى، از پدرش، از عثمان بن زيد، از جابر كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام به من فرمود كه: «اى جابر! خدا تو را از ناتمامى و كوتاهى كردن بيرون نبرد» (يعنى تو را توفيق دهد كه عبادت خويش را ناقص، و خود را مقصّر دانى).
١٦١٨/ ٣. از او، از ابنفضّال، از حسن بن جهم روايت است كه گفت: شنيدم از حضرت امام رضا عليه السلام كه مىفرمود: «مردى در ميانه بنىاسرائيل، چهل سال خدا را عبادت كرد. بعد از آن، تقرّب جست به خدا و قربانى كرد. از او قبول نشد. پس با نفس خود گفت كه: اين امر به تو نرسيد، مگر از خودت. و گناه نيست، مگر از براى تو». حضرت فرمود: «پس خداى تبارك و تعالى به سوى او وحى فرمود كه: مذمّت كردنِ تو نفسِ خود را، از عبادت چهلسالهات بهتر است».
١٦١٩/ ٤. ابوعلى اشعرى، از عيسى بن ايّوب، از على بن مهزيار، از فضل بن يونس، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت كرده است كه گفت: آن حضرت فرمود: «اين را بسيار بگو: اللّهُمَّ لاتَجْعَلْنى مِنَ الْمُعارينَ وَلاتُخْرِجْنى مِنَ التَّقْصير؛ يعنى: «بار خدايا! مرا از جمله عاريتدادهشدگان مگردان، و مرا از حدّ تقصير بيرون مبر». عرض كردم: امّا عاريتدادهشدگان را شناخته و دانستهام كه ايشان كيستند. مردى، دين را به عاريت به او مىدهند، پس از آن بيرون مىرود. بفرما كه معنى اينكه مرا از حدِّ تقصير بيرون مبر، چيست؟
فرمود: «هر عملى كه به آن رضاى خداى عز و جل را خواسته باشى، در باب آن، در پيش خود مقصّر باش. و چنان بدان كه در آن كوتاهى كردهاى؛ زيرا كه همه مردمان، در اعماق خويش،