تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٥٥
به دنيا آويخته و بسته باشد، دلش به سه خصلت تعلّق مىگيرد: اندوهى كه زوال ندارد، و آرزويى كه به آن نمىتوان رسيد، و اميدى كه نمىتوان يافت».
باب در بيان طمع
١٢٧. باب در بيان طمع[١]
٢٦٠٣/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از على بن حسّان، از آنكه او را حديث كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «چه زشت است نسبت به مؤمن كه برايش رغبتى باشد كه او را خوار گرداند».
٢٦٠٤/ ٢. از او، از پدرش، از آنكه او را ذكر كرده روايت است كه آن را به امام محمد باقر عليه السلام رسانيده كه فرمود: «بد بندهاى است، بندهاى كه برايش طمعى باشد كه او را بكشاند (يعنى هر سو دواند). و بد بندهاى است، بندهاى كه از برايش رغبتى باشد كه او را خوار گرداند».
٢٦٠٥/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از قاسم بن محمد منقرى، از عبد الرّزّاق، از معمر، از زهرى روايت كرده است كه گفت: حضرت على بن الحسين عليهما السلام فرمود كه: «همه خوبىها را ديدم كه جمع شده است در بريدن اميد از آنچه در دست مردمان است».
٢٦٠٦/ ٤. محمد بن يحيى، از محمد بن احمد، از بعضى از اصحاب خويش، از على بن سليمان بن رشيد، از موسى بن سلام، از سعدان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه: چيست آنچه ايمان را در بنده ثابت مىدارد؟ و فرمود كه: «پارسايى». عرض كردم كه: آنچه ايمان را از او بيرون مىبرد، چه چيز است؟ فرمود كه:
«طمع».
باب در بيان درشتى نمودن
١٢٨. باب در بيان درشتى نمودن
٢٦٠٧/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابى عبداللَّه، از پدرش، از آنكه او را حديث كرده، از محمد بن عبدالرحمان بن ابى ليلى، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «هر كه درشتى از برايش قسمت شده باشد، ايمان از او محجوب و پوشيده است».
٢٦٠٨/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن نعمان، از عمرو بن
[١]. و طمع- به فتحتين-، به معنى اميد بستن به چيزى است.( مترجم)