تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٠١
از نضر بن يحيى، از ابوخالد قمّاط، از حمران بن اعين كه گفت: به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه: فداى تو گردم! ما چه بسيار كميم، اگر بر يك گوسفندى جمع شويم، نمىتوانيم كه آن را نيست و نابود گردانيم. فرمود: «آيا نمىخواهى كه تو را خبر دهم به چيزى كه تعجّبش از اين بيشتر باشد؟ همه مهاجران و انصار رفتند، مگر- و به دست خويش اشاره فرمود كه- سه نفر» (يعنى بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله همه مرتد شدند، مگر سه نفر و آنها سلمان و مقدار و ابوذرند رضى اللَّه عنهم). حمران مىگويد كه: عرض كردم: حال عمّار چه بود؟
فرمود كه: «خدا ابوااليقظان- يعنى عمّار- را رحمت كند! بيعت نمود و كشته شد، در حالى كه شهيد بود». من با خود گفتم كه: چيزى از شهادت بهتر نيست. حضرت به سوى من نگريست و فرمود: «شايد كه تو چنان بپندارى كه عمّار مانند آن سه نفر است، بسيار دور است آنچه تو پنداشتهاى».
٢٣٢٥/ ٧. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از احمد بن محمد بن عبداللَّه، از على بن جعفر روايت كرده است كه گفت: شنيدم از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام كه مىفرمود: «چنان نيست كه هر كس كه به ولايت ما اعتقاد دارد، مؤمن باشد، وليكن ايشان انيس مؤمنان قرار داده شدهاند».
باب در بيان راضى بودن به موهبت و بخشش ايمان ...
١٠١. باب در بيان راضى بودن به موهبت و بخشش ايمان، و صبر كردن بر هر چيزى كه بعد از آن باشد
٢٣٢٦/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از ابنفضّال، از ابنبكير، از فضيل بن يسار، از عبدالواحد بن مختار انصارى كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «اى عبدالواحد! هيچ ضرر نرساند مردى را، چون بر اين رأى و اعتقاد تشيّع باشد، آنچه مردم از براى او گويند، و اگرچه بگويند كه ديوانه است. و او را هيچ زيان نرساند و هر چند كه بر سر كوهى باشد و خدا را عبادت كند، تا او را مرگ در رسد».
٢٣٢٧/ ٢. على بن ابراهيم از محمد بن عيسى از يونس از ابنمسكان از معلّى بن خنيس، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: خداى- تبارك و تعالى- فرمود: اگر در زمين كسى نباشد، مگر يك مؤمن، هر آينه به او از همه خلق خويش بىنيازى جويم، و هر آينه او را از ايمانش انيسى قرار دهم كه به آن خو كند، و به هيچكس