تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٩٣
(يعنى به طريق دوام و لزوم)، مگر بدبختترى كه (حق را) تكذيب كرد و روى بگردانيد (از اطاعت مفروضه) و پشت به آن نمود». و حضرت فرمود: «اين اشقى كه خدا وعده دخول جهنّم به او داده، مشرك است. و در سوره «إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ»[١]، فرو فرستاد كه: «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ. فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً* وَ يَصْلى سَعِيراً* إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً* إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ* يَحُورَ بَلى»[٢]؛ يعنى: «و امّا آنكه داده شود نامه كردار خويش را از پس پشتش به دست چپ، پس زود باشد كه بخواند؛ يعنى آواز دهد هلاكت را و گويد: واثبوراه![٣] و درآيد در آتش افروخته. به درستى كه او در ميان كسان خود شادمان (و به مال فانى و جاه ناپايدار، به جهت فرطِ غرور شادان) بود، و يا فارغ بود از روزِ شمار. به درستى كه او گمان برده كه هرگز بازنگردد، و او را بعث و نشورى نباشد. آرى!» (او را بازگشت خواهد بود). حضرت فرمود:
«اين كس كه مذكور شد، مراد از آن مشرك است.
و در سوره تبارك فرو فرستاد كه: «كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ* قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ»[٤]؛ يعنى: «در هر زمان كه گروهى انداخته شوند در دوزخ، خازنان آن؛ يعنى مالك و اعوان سؤال كنند از ايشان كه: آيا بيمكنندهاى به نزد شما نيامد؟ و پيغمبرى بر شما مبعوث نشد كه شما را از خدا و عذاب او بترساند؟ گويند:
آرى، به تحقيق آمدند ما را پيغمبران ترساننده؛ پس ايشان را به دروغ نسبت داديم و گفتيم:
خدا فرو نفرستاده هيچ چيز از آنچه شما مىگوييد». و حضرت فرمود: «اين گروه مشركانند.
و در سوره واقعه فرو فرستاد: «وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ* فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ* وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ»[٥]؛ يعنى: «و امّا اگر مرده، از جمله تكذيبكنندگان گمراهان باشد، پس او را است پيشكشى در قبر، از آب گرم كرده در دوزخ، و درآوردن در آتش سوزان در روز قيامت». و حضرت فرمود: «اين گروه مشركانند. و در سوره حاقّه فرو فرستاد: «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ* وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ* يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ* ما أَغْنى
[١]. انشقاق، ١.
[٢]. انشقاق، ٨- ١٥.
[٣]. و اين كلام، طلب هلاكت است؛ يعنى اى هلاكت! كجايى كه رخ نمىنمايى؟ بيا كه بسيار به تو مشتاقم و از نيستىتو غمناك.( مترجم)
[٤]. ملك، ٩ و ١٠.
[٥]. واقعه، ٩٢- ٩٤.