تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٩
دو طينت آميزش داد، و از اين راه است كه مؤمن، كافر را مىزايد و كافر، مؤمن را مىزايد. و از اين راه است كه مؤمن به گناه مىرسد و مرتكب آن مىشود، و از اينجا است كه كافر به ثواب مىرسد و متوجه آن مىگردد؛ پس دلهاى مؤمنان ميل دارد با نهايت شوق، به سوى آنچه از آن خلق شدهاند، و دلهاى كافران ميل دارد با غايت شوق، به سوى آنچه از آن آفريده شدهاند.
١٤٥٠/ ٢. محمد بن يحيى، از محمد بن حسن، از نضر بن شعيب، از عبدالغفّار جازى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «خداى عز و جل مؤمن را از گِلِ بهشت آفريد و كافر را از گِلِ دوزخ آفريد». و فرمود كه: «چون خداى عز و جل خير و خوبى را نسبت به بندهاى اراده فرمايد، روح و تن او را خوش و پاكيزه گرداند؛ پس هيچ چيز را نشنود از آنچه خوب باشد، مگر آنكه آن را بشناسد و بپسندد، و چيزى را نشنود از آنچه ناخوش باشد، مگر آنكه آن را نشناسد و نپسندد».
راوى مىگويد: و شنيدم از آن حضرت كه مى فرمود: «سرشتها سه قسم است. سرشت پيغمبران، و مؤمن از اين سرشت خلق شده است، مگر آنكه پيغمبران از خالص و برگزيده آن سرشت خلق شدهاند، و ايشان در اين باب اصلاند، و از براى ايشان افزونى و زيادتى است كه بر غير خود دارند، و مؤمنان فرعاند، و خلق شدهاند از گل چسبنده سخت. و چنان كه در اصل خلقت با هم بودهاند و در ميانه ايشان جدايى نبوده است، همچنين خداى عز و جل در ميان ايشان و شيعيان ايشان جدايى نمىاندازد».
و فرمود: «طينتِ ناصبى از [گل و] لاى سياه گنديده است. و امّا مستضعفان كه عقل پابرجايى ندارند و عداوت با اهل حق در ايشان نيست، خدا ايشان را از خاك آفريده، نه گل كه مخلوط بوده باشد از خاك و آب شيرين خوشگوار يا تلخ متعفّن. و هيچ مؤمنى از ايمان خود برنمىگردد و بيرون نمىرود، و هيچ ناصبى از نصب و عداوت خويش دست برنمىدارد. و خدا را در باب ايشان خواست و مشيّت است، كه آنچه خواهد، با ايشان مىكند».
١٤٥١/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنمحبوب، از صالح بن سهل روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم: فداى تو گردم! خداى عز و جل طينت مؤمن را از چه چيز آفريد؟ فرمود: «از طينت پيغمبران، و به اين سبب هرگز به نجاست كفر نجس نمىشود».