تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٤٥
٢٥٨٥/ ٨. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى بن عبيد، از يونس، از بعضى از اصحاب خويش، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: در بين اينكه موسى عليه السلام نشسته بود، ناگاه شيطان رو آورد و كلاهى كه صاحب رنگهاى مختلف بود، پوشيده بود. و چون به حضرت موسى عليه السلام نزديك شد، آن كلاه را از سر برداشت و به نزد موسى ايستاد وبر او سلام كرد. موسى به آن ملعون فرمود كه: تو كيستى؟ گفت كه: من شيطانم. فرمود: تويى، خدا خانه تو را نزديك نگرداند (يعنى همسايه كسى نباشد شيطان).
گفت كه: من نيامدهام، مگر از براى آنكه بر تو سلام كنم، به جهت قرب و منزلتى كه نسبت به خداى عز و جل دارى». حضرت فرمود كه: «موسى به شيطان فرمود كه: اين كلاه چيست؟ عرض كرد كه: به اين كلاه، دلهاى فرزندان آدم را مىربايم. موسى فرمود كه: مرا خبر ده به آن گناهى كه چون فرزند آدم آن را به عمل آورد، بر او غالب مىشوى و دست مىيابى. عرض كرد كه: آن در وقتى است كه نفسش او را به شگفت آورد، و عجب به هم رساند، و عمل خود را بسيار شمارد، و گناهش در چشمش كوچك باشد». و فرمود كه: «خداى عز و جل به حضرت داود عليه السلام وحى فرمود كه: اى داود! بشارت ده گناهكاران را، و صدّيقان را بترسان. داود عرض كرد كه: چگونه گناهكاران را بشارت دهم و صدّيقان را بترسانم؟ فرمود كه: اى داود! گناهكاران را بشارت ده كه من توبه را قبول مىكنم و از گناه عفو مىنمايم، و صدّيقان را بترسان كه به عملهاى خويش عجب نكنند؛ چرا كه، هيچ بندهاى نيست كه او را از براى حساب برپا كنم، مگر آنكه هلاك مىشود».
باب در بيان دوستى دنيا و حرص داشتن بر آن
١٢٦. باب در بيان دوستى دنيا و حرص داشتن بر آن
٢٥٨٦/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از درست بن ابى منصور، از مردى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه، و هشام نيز از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود: «سِرّ همه گناهان، دوستى دنيا است».
٢٥٨٧/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن فضّال، از ابنبكير، از حمّاد بن بشير روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «دو گرگ درنده خونخوارى كه در گله گوسفندى افتاده باشند، و شبانهاى آن گوسفندان از آنها مفارقت كرده باشند و بر سر آنها نباشند، و يكى از آن دو گرگ، در اوّل گله و ديگرى، در آخر آن باشد، فساد