تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٤٣
خوشحال مىگرداند، و به اين سبب حالش پستتر مىشود از حالت وقت پشيمانى كه بعد از گناه از برايش به هم مىرسد. پس هر آينه اگر بر حالت وقت ندامت باشد، از برايش بهتر است، از آن عجبى كه در او داخل شده است».
٢٥٨٢/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از نضر بن قرواش از اسحاق بن عمّار از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «عالمى به نزد عابدى آمد و به او گفت كه: نمازت چگونه است؟ عابد گفت كه: مثل من، از نمازش پرسيده مىشود، و من مدّت چندين سال است كه خداى- تعالى- را عبادت مىكنم؟! عالم گفت كه:
گريهات چون است؟ گفت: مىگريم، تا آنكه قطرات اشك چشمم روان مىشود. عالم به عابد گفت: به درستى كه خنده تو با آنكه ترسان باشى، از گريهات بهتر است، در حالى كه به عمل خويش بنازى و هيچ ترس نداشته باشى. به درستى كه آنكه مىنازد (به عمل خويش)، چيزى از عملش بالا نمىرود».
٢٥٨٣/ ٦. از او، از احمد بن محمد، از احمد بن ابى داود، از بعضى از اصحاب ما، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت است كه فرمود: «دو مرد داخل مسجد مىشوند، يكى از آنها عابد و ديگرى فاسق؛ پس از مسجد بيرون مىآيند و فاسق، صدّيق و عابد، فاسق باشد. و علّت اين، آن است كه عابد در مسجد داخل مىشود، در حالتى كه به عبادت خويش صاحب ناز و كرشمه است و به آن مىنازد؛ پس همه انديشهاش در آن است. و انديشه فاسق، در اظهار پشيمانى است بر نافرمانى خويش، و از خداى عز و جل طلب آمرزش مىكند، از آنچه كرده از گناهان»[١].
٢٥٨٤/ ٧. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از عبد الرحمان بن حجّاج روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: مردى عملى مىكند و او بسيار ترسان است. بعد از آن، چيزى از كار نيك را به عمل مىآورد، و گويا عجب به آن، در او داخل مىشود. و فرمود كه: «آن كس، در حالت اوّلش كه ترسان است، حالش بهتر است از حالى كه در حال عجب خويش دارد».
[١]. و احتمال دارد كه اين حديث خبر باشد از آنچه در سابق اتفّاق افتاده كه، آن دو كس با حالت خويش داخل مسجد شدند و شد، آنچه شد. و اوّل حديث، ظاهر در اين معنى است، چنان كه آخر آن، ظاهر است در آنچه گذشت.( مترجم)