تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٢٧
هر كه خود را از عِرضهاى مردمان بازدارد[١]؛ خداى- تعالى- در روز قيامت از سر لغزشهاى نفس او بگذرد و گناهان او را بپوشاند (كه هيچ بروز نكند). و هر كه خشم خود را از مردمان باز دارد، خداى- تبارك و تعالى- عذاب روز قيامت را از او باز دارد».
٢٥٤٥/ ١٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از ابن محبوب، از ابو حمزه، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «هر كه خشم خويش را از مردم باز دارد، خدا عذاب روز قيامت را از او باز دارد».
باب در بيان حسد و بدخواهى مردمان
١٢٢. باب در بيان حسد و بدخواهى مردمان
٢٥٤٦/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از علا بن رزين، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود: «به درستى كه مرد، گاه است كه در هنگام غضب، گفتار يا كردارى از او سر مىزند كه به سبب آن كافر مىشود. و به درستى كه حسد ايمان را مىخورد، چنان كه آتش هيزم را مىخورد».
٢٥٤٧/ ٢. از او، از احمد بن محمد، از محمد بن خالد و حسين بن سعيد، از نضر بن سويد، از قاسم بن سليمان، از جراح مدائنى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود:
«به درستى كه حسد ايمان را مىخورد، چنان كه آتش هيزم را مىخورد».
٢٥٤٨/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از ابن محبوب، از داود رقّى كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «از خدا بپرهيزيد و بر يكديگر حسد مبريد. به درستى كه از جمله شريعتهاى عيسى بن مريم عليهما السلام، گشتن در شهرها بود. پس در بعضى از گشت خويش بيرون رفت و مرد كوتاهى از اصحاب آن حضرت با وى همراه بود، و در بيشتر اوقات ملازم حضرت عيسى عليه السلام بود؛ پس چون حضرت عيسى عليه السلام به كنار دريا رسيد، با صحّت يقينى كه داشت، بسم اللَّه گفت و بر روى آب رفت. آن مرد كوتاه در هنگامى كه به سوى عيسى عليه السلام نظر كرد و ديد كه از دريا گذشت، با صحّت يقينى از خود، بسم اللَّه گفت و بر روى آب رفت و به عيسى عليه السلام رسيد؛ پس عجب در دلش داخل شد و بر خود نازيد و گفت كه: اينك، عيسى روح اللَّه است كه بر روى آب
[١]. يعنى ايشان را غيبت نكند، و بر ايشان بهتان نبندد، و عيبهاى ايشان را فاش نگرداند، و با ايشان كارى نكند كهايشان را بد آيد، و موجب نقص و تضييع ايشان باشد.( مترجم)