تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٢١
روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: خشم، ايمان را تباه مىسازد، چنان كه سركه، عسل را تباه مىگرداند».
٢٥٣٢/ ٢. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از ابن فضّال، از على بن عقبه، از پدرش، از ميسر روايت كرده است كه گفت: در نزد امام محمد باقر عليه السلام ذكر خشم شد، فرمود:
«به درستى كه مردى خشم مىگيرد، پس هرگز خشنود نمىشود، تا آنكه داخل شود در آتش دوزخ. پس هر مردى كه بر گروهى خشم گيرد و ايستاده باشد، بايد كه نشيند از همان خشمناكى خود در همان وقت، و يا فى الفور بنشيند و درنگ نكند؛ زيرا كه زود باشد كه پليدى و مكر شيطان از او برود و زائل گردد. و هر مردى كه بر صاحب خويشى خشم گيرد، به او نزديك شود و دست به او برساند؛ زيرا كه رحم و خويشى چون دست به آن برسد، آرام گيرد».
٢٥٣٣/ ٣. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از داود بن فرقد روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «خشم، كليد همه بدىها است».
٢٥٣٤/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از نضر بن سويد، از قاسم بن سليمان، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «شنيدم از پدرم عليه السلام كه مىفرمود: مردى بيابانى به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه: من در بيابان ساكن مىباشم؛ پس سخنى را به من بياموزان كه جامع باشد و همهچيز در آن باشد. فرمود كه: تو را امر مىكنم به آنكه خشم نگيرى. آن اعرابى سهمرتبه سؤال را بر حضرت اعاده كرد و همان جواب شنيد، تا آنكه آن مرد به خود رجوع كرد و گفت: بعد از اين از چيزى سؤال نمىكنم، و رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا امر نفرمود، مگر به آنچه خوب است». و حضرت صادق عليه السلام فرمود كه:
«پدرم مىفرمود كه: چه چيز از خشم سختتر است (يعنى از آن سختتر چيزى نيست)؛ زيرا كه مردى خشم مىگيرد و به اين سبب نفسى را كه خدا حرام گردانيده، مىكشد، و به زن عفيفه فحش مىگويد و نسبت به زنا مىدهد».
٢٥٣٥/ ٥. از او، از ابن فضّال، از ابراهيم بن محمد اشعرى، از عبد الاعلى روايت است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: مرا پندى بياموز كه به آن پند گيرم.
فرمود كه: «مردى به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و به آن حضرت عرض كرد كه: يا رسول اللَّه! مرا پندى بياموز كه به آن پند گيرم. به او فرمود كه: برو و خشم مگير. دوباره بر آن حضرت