تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٩١
رسول خدا صلى الله عليه و آله بيزار گرديده است.
و شكستن عهد و پيمان (يعنى عهد با خدا و خلفاى او يا مطلقا).
و قطع كردن رحم؛ زيرا كه خداى عز و جل مىفرمايد كه: «لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ»[١]؛ يعنى: از براى ايشان است لعنت و دورى از رحمت، و از براى ايشان است بدى خانه» (كه عبارت است از دوزخ، يا بدى عاقبت در دنيا و آخرت).
راوى مىگويد كه: پس عمرو بن عبيد بيرون رفت و او را فرياد عظيمى بود از گريهاى كه مىكرد و مىگفت: هلاك شد، هر كه براى خويش سخن گفت و با شما در فضل و علم، منازعه و گفتگو كرد.
باب در بيان كوچك شمردن گناهان
١١٣. باب در بيان كوچك شمردن گناهان
٢٤٦٧/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش و محمد بن اسماعيل، از فضل بن شاذان و هر دو، از ابن ابى عمير، از ابراهيم بن عبد الحميد، از ابو اسامه- يعنى زيد شحّام- روايت كردهاند كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «بپرهيزيد از محقّرات از گناهان (يعنى گناهانى كه آنها را كوچك مىشمارند)؛ زيرا كه آنها آمرزيده نمىشود. عرض كردم كه: محقّرات چيست؟
فرمود: «آن است كه مردى گناهى مىكند، بعد از آن مىگويد: خوشا به حال من، اگر مرا گناهى غير از اين نباشد».
٢٤٦٨/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از عثمان بن عيسى، از سماعه كه گفت: شنيدم از امام موسىكاظم عليه السلام كه مىفرمود: «بسيار از خوبى را بسيار مشماريد، و كمى از گناهان را كم مدانيد؛ زيرا كه كمى از گناهان جمع مىشود تا آنكه بسيار مىگردد. و در نهان از خدا بترسيد، تا آنكه از خود انصاف دهيد» (يعنى با خدا و خلق، به عدل رفتار كنيد).
٢٤٦٩/ ٣. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از ابن فضّال و حجّال وهر دو، از ثعلبه، از زياد روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرود آمد در زمين چول[٢] هموارى كه هيچ چيز در آن نبود، (مانند سرى كه كل و بىمو باشد).
بعد از آن به اصحاب خويش فرمود كه: هيزم بياوريد. عرض كردند كه: يا رسول اللَّه! ما در
[١]. رعد، ٢٥.
[٢]. چول به معناى بيابان و ريگزار تهى از آدم است.