تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٥٩
شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «پدرم عليه السلام مىفرمود كه: خداى عز و جل حكم فرموده، حكمى واجب، كه بر بنده خود به نعمتى انعام نفرمايد. پس آن نعمت را از او بربايد، تا آنكه آن بنده گناهى را پديد آورد كه به سبب آن سزاوار سختى و عقوبت باشد».
٢٤٣٣/ ٢٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنمحبوب، از جميل بن صالح، از سدير روايت كرده است كه گفت: مردى از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كرد از قول خداى عز و جل: «فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ»[١].
راوى مىگويد كه: پس امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «اين جماعت، گروهى بودند كه ايشان را دهى چند بود به هم پيوسته، كه اهل آنها به يكديگر نظر مىكردند و همديگر را مىديدند، و نهرهاى روان و مالهاى نمايان داشتند. پس نعمتهاى خداى عز و جل را كفران كردند و ناسپاسى نمودند، و آنچه را كه با ايشان و در نفسهاى ايشان بود از عافيت خدا، تغيير دادند؛ پس خدا تغيير داد، آنچه را كه با ايشان بود از نعمت و عافيت. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»[٢]؛ يعنى: «به درستى كه خدا تغيير نمىدهد آنچه را كه با گروهى باشد از عافيت و نعمت، تا آنكه آن گروه تغيير دهند آنچه را كه در نفسهاى ايشان است؛ يعنى بدل كنند احوال جميله را به اخلاق رذيله، و زبان را از ذكر او و دل را از ياد او بگردانند»؛ پس خدا سيل عَرِم را به سوى ايشان فرستاد[٣]؛ پس دههاى ايشان را غرق كرد و خانههاى ايشان را خراب نمود و مالهاى ايشان را برد، و بدل داد ايشان را به جاى باغهاى ايشان، دو
[١]. سبأ، ١٩. تا آخر آيه كه ترجمه آن اين است كه:« گفتند قوم سبا، اى پروردگار ما! دورى افكن ميان منازل سفرهاى ما؛ يعنى بيابانها را پديد آور از منزلى تا منزل ديگر، كه مردم بى زاد و راحله سفر نتوانند كرد، و ستم كردند بر نفسهاى خويش به اين دعا، به جهت كفران نعمت؛ پس گردانيديم ايشان را سخنان، كه مردمان بعد از ايشان به تعجّب باز گويند و از حال ايشان تعجّب كنند، كه از آبادانى به خرابى ميل نمودند، و يا از روى ضربالمثل باز گويند كه: تفرّقوا ايادى سبأ، و پراكنده ساختيم ايشان را هر پراكنده ساختنى؛ يعنى به غايت پراكندگى، تا آنكه يكى از ايشان در مارب نماندند و هر يك به جايى رفتند. به درستى كه در آنچه ذكر كرديم از قصّه قوم سبا، هر آينه نشانهها و پندها است از براى هر صبركننده سپاسگوينده، كه بر محنتها صابر و بر نعمتها شاكر باشد».( مترجم)
[٢]. رعد، ١١.
[٣]. و عرم- به فتح عين و كسر راء اسطلخ[/ استخر]، آبگير است كه اهل سبأ به سنگ و قير بندان كرده بودند و بندآب، و بعضى گفتهاند كه: بندى محكم و سخت و استوار كه بلقيس ساخته بود، و بعضى گفتهاند كه: عرم، كور موشى است كه آن بند را سوراخ كرد، و بعضى گفتهاند كه: نام وادى است، و بعضى گفتهاند كه: باران سخت است.( مترجم)