تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٥
«اين نامه مخاصم است و در آن سؤال كرده از دينى كه عمل در آن قبول مىشود».
آن مرد عرض كرد: خدا تو را رحمت كند! اينك [/ اين] همان است كه من مىخواهم؛ پس حضرت باقر عليه السلام فرمود: «آن است كه گواهى دهى كه خدايى نيست، مگر خدا، در حالتى كه تنها است و او را شريكى نيست، و آنكه محمد بنده و رسول او است، و اقرار كنى به آنچه محمد آن را از نزد خدا آورده، و ولايت از براى ما اهل بيت، و بيزارى از دشمنان ما، و تسليم كردن امر و فرمان ما و پارسايى و فروتنى، و انتظار كشيدن قائم ما، و آنكه ما را دولتى است كه چون خدا خواهد آن را مىآورد».
١٥٠٣/ ١٤. على بن ابراهيم، از پدرش و ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار هر دو روايت كردهاند، از صفوان، از عمرو بن حريث كه گفت: بر امام جعفر صادق عليه السلام داخل شدم و آن حضرت در منزل برادرش عبداللَّه بن محمد بود. به آن حضرت عرض كردم: فداى تو گردم! چه چيز تو را به اين منزل آورده؟ و چه باعث شده كه به اينجا تشريف آوردهاى؟
فرمود: «طلب كردن نزهت[١]».
راوى مىگويد: عرض كردم: فداى تو گردم! آيا نمىخواهى كه دين خود را بر تو حكايت كنم؟ حضرت فرمود: «بلى، حكايت كن». عرض كردم: چنين ديندارى مىكنم؛ خدا را مىپرستم به گواهى دادن به اينكه خدايى نيست، مگر خدا، در حالتى كه تنها است و او را شريكى نيست، و آنكه محمد بنده و رسول او است، و آنكه قيامت آمدنى است و در آن شكّى نيست، و آنكه خدا كسانى را كه در قبرها قرار دارند زنده خواهد كرد، و بر پاى داشتن نماز و دادن زكات و روزه ماه مبارك رمضان و حجّ خانه كعبه، و ولايت از براى اميرالمؤمنين على عليه السلام بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله، و ولايت از براى امام حسن و امام حسين، و ولايت از براى حضرت على بن الحسين، و ولايت از براى محمد بن على، و از براى تو بعد از آن حضرت- صلوات اللَّه عليهم اجمعين-، و آنكه شما امامان منيد. بر اين اعتقاد زندگانى مىكنم و بر آن مىميرم، و خدا را به آن پرستش مىنمايم.
فرمود: «اى عمرو! به خدا سوگند كه اين دين، دين خدا و دين پدران من است، و دينى است كه من خدا را به آن پرستش مىكنم در نهان و آشكار؛ پس از خدا بپرهيزيد و زبان
[١]. و نزهت- به ضمّ نون و سكون زاى هوّز-، در شدن از بدى است، و نيكو و خرّم شدن و نيكو شدن. حاصل آنكه فرمود: به جهت تفريح دماغ بيرون آمده و به اينجا آمدهام.( مترجم)