تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٠٩
فرمود: «مردى در بصره به سوى اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- برخاست و عرض كرد كه: يا اميرالمؤمنين! ما را خبر ده از برادران. حضرت فرمود كه: برادران دو قِسماند: يك قسم برادرانى كه منسوباند به سوى ثقه و اعتماد، و قسم ديگر، برادرانى كه منسوباند به سوى مكاشرت؛ يعنى در روى يكديگر خنديدن و گشادهرويى. امّا برادران ثقه، دست و بال و اهل و مالند؛ پس هرگاه نسبت به برادرت بر حدّ ثقه و اعتماد باشى، مال و تن خود را به او ببخش، و صاف باش با هر كه با او در مقام صافى باشد، و دشمنى كن با هر كه با او دشمنى كند، و راز و عيب او را بپوش، و از او ظاهر كن آنچه را كه خوب باشد. و بدان اى سائل! كه ايشان از كبريت احمر كمترند. و امّا برادران مكاشرت، پس به درستى كه تو به لذّت و خوشى خويش از ايشان مىرسى؛ پس اين امر را از ايشان قطع مكن، و آنچه در پس اين و غير از اين باشد از ايشان مجو، و به ايشان ببخش، آنچه را كه به تو بخشيدهاند از گشادهرويى و شيرينزبانى».
باب در بيان آنچه خدا فرا گرفته بر مؤمن از صبر كردن يا ...
١٠٥. باب در بيان آنچه خدا فرا گرفته بر مؤمن از صبر كردن يا يارى نمودن بر آنچه به او مىرسد، در آنچه به آن مبتلى شده است
٢٣٣٩/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن نعمان، از داود بن فرقد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «خدا از مؤمن پيمان گرفته بر اينكه گفتارش باور نشود، و از دشمن خود داد خود نستاند. و هيچ مؤمنى نيست كه نفس خود را شفا دهد و تشفّى قلب حاصل كند، و دلش خوش گردد و از حرارت خشم خنك شود، مگر به رسوايى نفس خويش؛ زيرا كه هر مؤمنى لجام شده است و از انتقام ممنوع است».
٢٣٤٠/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد و هر دو، از ابنمحبوب، از ابوحمزه ثمالى، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه خداى عز و جل از مؤمن پيمان گرفته بر چهار بليّه، كه آسانتر آنها بر او، مؤمنى است كه به قول او قائل و هممذهب او است، بر او حسد مىبرد، يا منافقى كه به دنبال او مىافتد و اثر او را پيروى مىكند، يا شيطانى كه مىخواهد او را گمراه گرداند، يا كافرى كه جهاد كردن با او را حلال مىبيند. پس بعد از اينها، بقاى مؤمن چيست و چگونه بماند؟!».