تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٩١
بر دلش خواهش چيزى خطور نكند، مگر آنكه آن درخت، آن را به نزدش آورد، و اگر سوارِ صاحب كوششى صد سال در سايه آن برود، از سايه آن بيرون نرود، و اگر كلاغى از زير آن پرواز كند، به اعلاى آن نرسد، تا آنكه از شدّت پيرى فرو افتد؛ پس البتّه در اين رغبت كنيد، به درستى كه مؤمن در كار نفس خود مشغول، (يا مؤمن كسى است كه نفسش به كارى مشغول است)، و مردم از او در راحت و آسايش، و چون شب درآيد و تاريكى آن او را فرو گيرد، روى خود را چون فرش بگستراند و از براى خداى عز و جل به مكارم [/ اعضاى گرامى] بدن خويش سجده كند، و با كسى كه او را آفريده، مناجات نمايد، در باب رهانيدن گردنش از بند عذاب. آگاه باشيد! كه اين چنين بايد بود، پس همچنين باشيد».
٢٣١٠/ ٣١. از او، از اسماعيل بن مهران، از سيف بن عميره، از سليمان بن عمرو نخعى روايت است كه گفت: و نيز حديث كرد مرا حسين بن سيف، از برادرش على، از سليمان، از آنكه او را ذكر كرده، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «پيغمبر صلى الله عليه و آله سؤال شد از خوبان از بندگان. فرمود كه: آنانند كه چون نيكى به جا آورند، شاد شوند، و چون بدى كنند، آمرزش طلبند، و چون عطا شوند، شكر گذارند، و چون مبتلا گردند، شكيبايى ورزند، و چون خشم گيرند، بيامرزند».
٢٣١١/ ٣٢. و به اسناد خويش روايت كرده است، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود:
«پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه برگزيدگان شما اولوا النّهى و صاحبان عقلهايند. به آن حضرت عرض شد كه: يا رسول اللَّه! اولوا النّهى كيانند؟ فرمود كه: ايشان صاحبان خلقهاى نيك، و عقلهاى گرانمايه، و پيوند به خويشان، و نيكوكاران با پدران و مادرانند، و آنانند كه فقيران و همسايگان و يتيمان را بازجويى و رعايت مىنمايند، و طعام را به مردم مىخورانند، و سلام را در عالم فاش مىگردانند، و نماز مىگذارند و مردمان در خواب و بىخبرانند».
٢٣١٢/ ٣٣. از او، از هيثم نهدى، از عبدالعزيز بن عمر، از بعضى از اصحاب خويش، از يحيى بن عمران حلبى روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: كدام يك از خصلتها نيكوتر است كه با مرد باشد؟ فرمود: «وقار و آرامى كه بدون هيبت و ترس باشد، و جودى كه طلب مكافات و سزاجويى با آن نباشد، و مشغول بودن به