تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٥٧
٢٢٧١/ ٨. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از عبداللَّه بن يحيى، از حريز، از معلّى بن خنيس كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه:
«اى معلّى! امر ما را كتمان كن و آن را آشكار مكن؛ زيرا كه هر كه امر ما را كتمان كند و آن را آشكار نكند، خدا او را در دنيا به آن عزيز گرداند، و در آخرت آن را نورى گرداند در ميان دو چشمش كه او را بكشاند به سوى بهشت. اى معلّى! هر كه امر ما را آشكار كند و آن را پوشيده ندارد، خدا در دنيا او را به آن خوار و بىمقدار گرداند، و در آخرت نور را از ميان دو چشمش بر كند و آن را ظلمتى گرداند كه او را بكشاند به سوى آتش دوزخ. اى معلّى! به درستى كه تقيّه از دين من و دين پدران من است. و هر كه تقيّه ندارد دين ندارد. اى معلّى! به درستى كه خداى عز و جل دوست مىدارد كه در نهانى پرستيده شود، چنان كه دوست مىدارد كه در آشكار پرستيده شود. اى معلّى! به درستى كه آن كه امر ما را آشكار كند، چون كسى است كه آن را انكار كند».
٢٢٧٢/ ٩. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از حسن بن على، از مروان بن مسلم، از عمّار روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه: «آيا كسى را خبر دادى به آنچه من تو را به آن خبر دادم؟» عرض كردم كه: كسى را خبر ندادم، مگر سليمان بن خالد كه او را به آن خبر دادم. حضرت فرمود كه: «خوب كردى. آيا گفته شاعر را نشنيدهاى كه مىگويد:
|
فَلا يَعْدُوَنْ سِرّى وَ سِرُّكَ ثالِثاً |
أَلَا كُلُّ سِرٍّ جاوَزَ اثْنَيْنِ شائِعٌ |
|
يعنى: پس بايد كه راز من و راز تو درنگذرد به كسى كه سيم [/ سوم] من و تو باشد. آگاه باش! كه هر رازى كه از دو كس درگذرد شايع و فاش خواهد شد».
٢٢٧٣/ ١٠. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از احمد بن محمد بن ابىنصر روايت كرده است كه گفت: ابوالحسن، حضرت امام رضا عليه السلام، را از مسئلهاى سؤال كردم و حضرت از جواب آن ابا و امتناع فرمود. بعد از آن فرمود كه: «اگر هر چه خواسته باشيد به شما عطا كنيم، از براى شما بد باشد و گردن صاحب اين امر را بيشتر خواهد گرفت. حضرت باقر عليه السلام فرمود كه: خدا ولايت خود را پنهان به جبرئيل رسانيد و جبرئيل عليه السلام آن را پنهان به محمد صلى الله عليه و آله رسانيد و محمد صلى الله عليه و آله آن را پنهان به على عليه السلام رسانيد و على عليه السلام آن را پنهان به كسى كه خدا خواست رسانيد. بعد از آن شما آن را فاش و آشكار مىكنيد. كيست آن كه يك حرف را كه شنيده نگاه